{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچو یک ساز در آغوشمی

همچو یک ساز در آغوشمی
می نوازمت نرم و آرام
در نفس هایت می چرخم و
لایه لایه اوج می گیرم ...

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

من تو را معمولی دوست ندارم؛ من با تو نفس می‌کشم، با صدایت آر...

بزرگیِ قلب به این نیست که چقدر می‌توانی فریاد بزنی،به این اس...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبیتا لبِ پنجره رفت و به اتاق...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط