{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مصرعی می گویم و رد می شوم.......

مصرعی می گویم و رد می شوم.......
کاروان در دل صحراست خدا رحم کند...
پسر سعد در این غایله سردار شده......
گوییا حرمله از قصه خبردار شده......
بوسه میزد به نوک تیرو به خنده میگفت:
نور چشمان علی تازه پسردار شده..........
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

مصرعی میگویم و رد میشومکاروان در دل صحراست خدا رحم کند... پ...

مصرعی میگویم و رد میشومکاروان در دل صحراست خدا رحم کند... پ...

مصرعی میگویم و رد میشومکاروان در دل صحراست خدا رحم کند... پ...

پسر سعد در این غائله سردار شده گوییا حرمله از قصد خبر دار شد...

۳۴ روز‌تآمحرم #ارباب💔مصرعی میگویم و رد می شوم...کاروان در دل...

‍قاضیِ کوفه حکم صادر کردکه حسین خارجی ست ای مردمبا خبر میشد ...

از دردهایم با تو میگویم پدرجاناز گوشواره از النگویم پدرجانتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط