{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..⁵

خیلی زود نوبت آینا رسید
روبه‌روی همان هنرجوی مغرور.
شمشیرهای تمرینی بالا آمدند.
آن پسر با اعتمادبه‌نفس زیادی حمله کرد، ضربه‌اش مستقیم و محکم بود، اما آینا با یک چرخش سریع از کنارش گذشت.
لبه‌ی چوبی شمشیرش فقط نزدیک شانه‌ی او رد شد.
پسر با تعجب برگشت.
چی»
آینا خندید.
خیلی کندی.»
او دوباره حمله کرد.
این‌بار سریع‌تر.
آینا یک قدم عقب رفت، خم شد، و ضربه را از زیر بازویش رد کرد.
بعد با نوک شمشیرش به آرنج او ضربه‌ی کوتاهی زد و شمشیر را از دستش انداخت.
صدای برخورد چوب با زمین، میدان را ساکت کرد.
چند نفر با دهان نیمه‌باز نگاه می‌کردند.
استاد میرن ابرو بالا انداخت.
بد نیست.»
آینا شانه بالا انداخت.
فقط بد نیست؟ من انتظار تشویق داشتم.»
همان هنرجو با صورت سرخ شده دوباره شمشیرش را برداشت.
این‌بار خشمگین‌تر از قبل حمله کرد.
ضربه‌ها شدیدتر شدند، اما همین باعث شد اشتباه کند.
آینا لحظه‌ای ایستاد.
نگاهش عوض شد.
دیگر خبری از لبخند نبود.
پاهایش محکم روی زمین نشستند.
دستش روی دسته‌ی شمشیرش سفت شد.
و بعد…

شرط پارت بعد
۱۰ کامنت
۱۰ لایک
۲۵ تایی مون کنید😊
بوس به همتون💜
دیدگاه ها (۱۱)

مرسی گلم😍

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط