{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..⁴

صبح هنوز کامل از پشت برج‌های آکادمی بالا نیامده بود که میدان تمرین پر از صدا شد.
صدای برخورد چوب‌های تمرینی، قدم‌های تند هنرجوها، و فریادهای کوتاه استادها در هوا می‌پیچید.
آینا با موهای نیمه‌باز و شمشیری که حالا روی کمرش بسته بود، وسط میدان ایستاده بود و با چشم‌هایی براق اطراف را نگاه می‌کرد؛ انگار نه برای تمرین، بلکه برای پیدا کردن یک دردسر خوب آمده باشد.
یکی از هنرجوها که قدبلند و مغرور بود، قدمی جلو گذاشت.
لبخند کجی زد و گفت:
تو همون دختری هستی که فکر می‌کنه چون دختر لیاراست، از همه بهتره؟»
آینا سرش را کمی کج کرد.
نه… من فکر می‌کنم چون خودمم، از همه بهترم.»
چند نفر خندیدند.
پسر اخم کرد.
استاد میرن، که امروز مسئول تمرین بود، دستش را بالا آورد و گفت:
زوج‌ها رو مشخص می‌کنیم. تمرین اول: کنترل، سرعت، و واکنش.
و مهم‌تر از همه… کسی حق نداره فقط با اسمش بجنگه.»
نگاهش یک لحظه روی آینا مکث کرد.
آینا لبخند زد.
خیالت راحت استاد، من با اسم نمی‌جنگم. با دستام می‌جنگم.»
استاد چیزی نگفت، فقط با حرکتی کوتاه دو هنرجو را روبه‌روی هم قرار داد.

منتظر پارت بعدی باشید
تا چند دقیقه دیگه آپ میشه
دیدگاه ها (۴)

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

مرسی گلم😍

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

پروفایل رو عوض کردم گممون نکنی گل😉

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط