{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زدم ات درو باز کرد

*در زدم ا.ت درو باز کرد
*سلام ا.ت
_سلام خوبی بفرما داخل
*نه خیلی کار دارم... میخواستم ببینم فردا میتونی بیای جشن به مناسبت اولین روز کاریت و بردن مهم ترین جایزه
_کجا هست؟
*کنار ساحل
_باشه اگر کارام تموم شد میام
*پس منتظریم بیای
_ممنونم شب خوش 🌛
*شب خوش‌
+بیا تو
*جوابش مثبته میاد
+باشه منم میام تو برو بخواب فردا دوباره باید تمرین کنیم
*شب خوش 🌛
+شب خوش 🌌
~~~~~~~~^^^^^^^~~~~~~~^^^^^~~~~~~~^^
فردا
+رفتم صبحانه خوردم رفتم کمپانی کلی تمرین کردیم قرار بود ساعت 6 همه ساحل باشیم تا ساعت 5 خودم رو مشغول کردم بعد رفتم حموم لباسم رو پوشیدم و رفتم ساحل
_امروز کار های زیادی داشتم و صبح زود بیدار شده بودم با صدای گوشیم توجه هم رو روی شماره انداختم بهترین دوستم لونا بود فهمیدم میخواد فردا برگرده سئول خیلی خوشحال شدم رفتم بیرو و کلی چیز میز خریدم همینطور واسه شب لباس خریدم (لباس جیهوپ اسلاید 1و ا. ت اسلاید 2)
ساعت 4 بود رفتم دوش گرفتم و لباس پوشیدم آرایش ملایمی کردم و راه افتادم ساعت 5 رسیدم هنوز کسی نبود که یک دستی روی شونم حس کردم
+سلام
_سلام
ویو جیهوپ
داشتم میرفتم کنار ساحل که ا. ت رو دیدم چند دقیقه محوش شدم خیلی قشنگ شده بود رفتم پیشش
+چقدر خوشگل شدی
_ممنونم.... تو هم همینطور فکر نکنم بقیه آمده باشن
+آره..... بیا تا میان یکم قدم بزنیم
_باشه
داشتن قدم میزدن که یکی از بچه های اونجا که داشت می‌دوید خورد بهشون افتادن رو هم و فاصله صورتشون فقط یک بند انگشت بود
+داشتیم قدم میزدیم که ناگهان افتادیم فاصلمون کم بود دلم میخواست بوسش کنم محو چشمانش و لب هاش شدم بلند شدم و کمکش کردم بلند شه
_چشمانش خیلی زیبا بود محوش شده بودم که بلند شد و کمکم کرد....
ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

_بلند شدیم هنوز دستم رو گرفته بود که پسرا آمدن هر دو مون نگا...

+چیزی شده!!؟_نه+پس چرا اينجوری هستی؟_چطوری.... فقط یکم خستم+...

*فردا*_باصدای زنگ بیدار شدم لیندا برنامه رو بهم داده بود نیم...

_باورم نمیشد بیگ هیت منو به عنوان میکاپ آرتیست قبول کرده بود...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~*part⁴* ...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط