{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی

بی تو مهتاب شبی
باز از تو بیمار شدم
پر کشیدم تا خیالت
از غمت زار شدم
دست در دستان رویایت
شبی تا دم صبح
بر سر بالین این عشق ،
بر خود آوار شدم
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

از بغض گلو تار تنیدم به سکوت افتاده ام از عطش در عمق برهوت.....

از شاخه چو افتادم پاییز مرا پوشاند خالی شدم از هر هیچ غربت ک...

ای ظُلمت تابنده ای گُنگ ترین مَعنا این بار تو معنی کن از ...

بازم یک جمعه ی دیگر غروب و بغض و خاکستر بازم دل تنگی یکریز ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط