{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بغض گلو

از بغض گلو
تار تنیدم به سکوت
افتاده ام از
عطش
در عمق برهوت.................
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

از شاخه چو افتادم پاییز مرا پوشاند خالی شدم از هر هیچ غربت ک...

از شاخه ی درد مانده تنها برگیپاییز نشانده است بجانش مرگی.......

بی تو مهتاب شبی باز از تو بیمار شدم پر کشیدم تا خیالت از غمت...

ای ظُلمت تابنده ای گُنگ ترین مَعنا این بار تو معنی کن از ...

ساعت ۱۹:۵۶باد عصر به صورتم میخورد .چشمامو یکم‌ می‌بندم ، باد...

بعضی دردها نه توی گلو جا می‌گیرن، نه فقط توی دل؛ تمام وجود آ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط