{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شاخه چو افتادم

از شاخه چو افتادم
پاییز مرا پوشاند
خالی شدم از هر هیچ
غربت کنارم ماند.................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

از شاخه ی درد مانده تنها برگیپاییز نشانده است بجانش مرگی.......

کنار خاطرت ای دوست من و باران و بغض و شعر همه در گیر مهمانی ...

از بغض گلو تار تنیدم به سکوت افتاده ام از عطش در عمق برهوت.....

بی تو مهتاب شبی باز از تو بیمار شدم پر کشیدم تا خیالت از غمت...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط