{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ای دل ،

آه ای دل ،

من همی دارم سخن با تو ؛ فقط با تو !

نه کس خواهم که گوشش بر در دیوار دل باشد

نه کس خواهم که گوید با تو خواهد بود !



بیا خواهم سخن گفتن ز تنهایی ، ز بی تابی

چه گویم ؟ از کجا گویم ؟



مگر در این زمان جایی برای درد دل گفتن به جا مانده ؟

مگر با هر کسی شاید زبان دل


نمی دانم چرا ؟ با تو همی گویم : چرا ؟

مگر عشق و صداقت از میان مردمان این دیار پر تلاطم رخت بر بسته ؟

که همچون مار بر دور عزیزان چنبری از کینه و ماتم گرفته ؟



دل من ! ای تو همراه تمام سختی دوران تنهایی !

ای تو همراز تمام حرفهای پر ز تنهایی !

تو خود گو ، تو خود گو



چرا نداری فرصتی یا مهلتی !؟

چرا هیچت نمی خوانند ؟!


چرا پیشت نمی مانند ؟!



نگویم بیش از این ،

جانا ! نگویم تا تو هم پیش خودت ،

باز به امید کسی باشی

که در نزد تو آسوده نشیند

که در پیش تو از رفتن نگوید

که آری یار با عشق و صفا باشد

که همراه تو تا آخر دنیا به جا ماند

تا نگویی با من آری ، من همی فهمیده ام چرا گویند دنیا 2 روزی بیش نیست !

چون که هر کس را بداری دوست از روی صداقت

به تو گوید

که من تا آخر دنیا ، نخواهم رفت از برت جانا ...... !!
دیدگاه ها (۱۰)

يک قصه روزي و ساعتي آغاز مي شود و بعد از اتفاقات تلخ و شيري...

دلم گرقته است . دوباره دلم هواي تو را كرده است . خودكارم را ...

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم شیشه قلبم انق...

دلت ميخواهد پيکرت را به فراموشی ِ چين و چروک ملحفه ها بسپاری...

Attar050511

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط