رئیس خشن من
رئیس خشن من
پارت ۱
My rough boss
یونا و ا.ت داشتن تو خیابون قدم میزدن
یونا : دختر تو نمیخوای یه شغل پیدا کنی؟
ا.ت : چرا دنبالشم ولی نیست
یونا : به پدرت زنگ زدی؟
چشم های ا.ت پر از اشک شد : آره
یونا : چی گفت؟
ا.ت : گفت از زندگی من و مادرت برو بیرون من به تو شغلی تو شرکتم نمیدم
اشک های ا.ت سرازیر شد و یونا بغلش کرد : ششش...اشکال نداره تا وقتی شغل پیدا کنی پیش من میمونی گریه نکن
°شرکت جئون°
منشی جونگ کوک اومد داخل اتاق : سلام رئیس(عشوه)
جونگ کوک : چی میخوای؟(سرد)
منشی اومد جلو میز جونگ کوک : قهوه تون رو آوردم(عشوه)
جونگ کوک : بزارش و برو
منشی : چشم(لحن مظلوم)
نیم ساعت بعد تهیونگ اومد : سلام
جونگ کوک : سلام چی شده ؟
تهیونگ: باید باهات حرف بزنم
جونگ کوک : بگو
تهیونگ : منشیت رفته تمام طرح ها واسه ماشین های جدیدمون رو لو داده به شرکت رقیب
جونگ کوک : مطمئنی!؟
تهیونگ: آره
جونگ کوک : سونا (داد)
سونا دوید داخل اتاق : ب...بله ر...رئیس
جونگ کوک : دقیقا چه غلطی کردی!
سونا: ق...قربان من ف...فقط
جونگ کوک : رفتی طرح ها رو لو دادی(داد)
اشک های سونا سرازیر شد
جونگ کوک : تو اخراجی
سونا: چی!!!
جونگ کوک : برو بیرون
تهیونگ: جونگ کوک آروم باش
جونگ کوک نشست رو صندلی و سرش رو به پشتی صندلی تکیه داد : یه منشی جدید استخدام کن
ادامه دارد...
پارت ۱
My rough boss
یونا و ا.ت داشتن تو خیابون قدم میزدن
یونا : دختر تو نمیخوای یه شغل پیدا کنی؟
ا.ت : چرا دنبالشم ولی نیست
یونا : به پدرت زنگ زدی؟
چشم های ا.ت پر از اشک شد : آره
یونا : چی گفت؟
ا.ت : گفت از زندگی من و مادرت برو بیرون من به تو شغلی تو شرکتم نمیدم
اشک های ا.ت سرازیر شد و یونا بغلش کرد : ششش...اشکال نداره تا وقتی شغل پیدا کنی پیش من میمونی گریه نکن
°شرکت جئون°
منشی جونگ کوک اومد داخل اتاق : سلام رئیس(عشوه)
جونگ کوک : چی میخوای؟(سرد)
منشی اومد جلو میز جونگ کوک : قهوه تون رو آوردم(عشوه)
جونگ کوک : بزارش و برو
منشی : چشم(لحن مظلوم)
نیم ساعت بعد تهیونگ اومد : سلام
جونگ کوک : سلام چی شده ؟
تهیونگ: باید باهات حرف بزنم
جونگ کوک : بگو
تهیونگ : منشیت رفته تمام طرح ها واسه ماشین های جدیدمون رو لو داده به شرکت رقیب
جونگ کوک : مطمئنی!؟
تهیونگ: آره
جونگ کوک : سونا (داد)
سونا دوید داخل اتاق : ب...بله ر...رئیس
جونگ کوک : دقیقا چه غلطی کردی!
سونا: ق...قربان من ف...فقط
جونگ کوک : رفتی طرح ها رو لو دادی(داد)
اشک های سونا سرازیر شد
جونگ کوک : تو اخراجی
سونا: چی!!!
جونگ کوک : برو بیرون
تهیونگ: جونگ کوک آروم باش
جونگ کوک نشست رو صندلی و سرش رو به پشتی صندلی تکیه داد : یه منشی جدید استخدام کن
ادامه دارد...
- ۳۱.۲k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط