سناریو پسران اچ پی=
سناریو پسران اچ پی=
وقتی مستی و بهشون میگی بچه میخوام
(در هاگوارتز)
هری:
«خیلی مستی داری هذیون میگی»
♡من هذیون نمیگم!
«باشه باشه و..»
رون:
«بیا این آب و بخور مستیت بپره»
نویل:
«چی؟ستاره ها چه خوشگلن!»
سدریک:
«نه،تو هنوز بچه ای»
♡من بچه نیستم!
«میای بازی کنیم؟»
♡اره
و میخنده...
دراکو:
«مطمئنی؟»
♡اوهوم!
و...
متیو:
«پس برو رو تخت منتظر باش»
لورنزو:
«امکان نداره»
♡ولی..
تئودور:
«بعدا من و مقصر ندونی ها..»
ریگولوس:
«دوباره بگو»
♡میگم بچه میخوام.
«چه خوب ارزوم براورده شد...»
تام:
«کار دارم»
♡چرا اصلا بهم توجه نمیکنی؟! خیلی سنگدلی!
ابروشو میندازه بالا
«توجه؟پس تو توجه میخوای اماده باش»
وقتی مستی و بهشون میگی بچه میخوام
(در هاگوارتز)
هری:
«خیلی مستی داری هذیون میگی»
♡من هذیون نمیگم!
«باشه باشه و..»
رون:
«بیا این آب و بخور مستیت بپره»
نویل:
«چی؟ستاره ها چه خوشگلن!»
سدریک:
«نه،تو هنوز بچه ای»
♡من بچه نیستم!
«میای بازی کنیم؟»
♡اره
و میخنده...
دراکو:
«مطمئنی؟»
♡اوهوم!
و...
متیو:
«پس برو رو تخت منتظر باش»
لورنزو:
«امکان نداره»
♡ولی..
تئودور:
«بعدا من و مقصر ندونی ها..»
ریگولوس:
«دوباره بگو»
♡میگم بچه میخوام.
«چه خوب ارزوم براورده شد...»
تام:
«کار دارم»
♡چرا اصلا بهم توجه نمیکنی؟! خیلی سنگدلی!
ابروشو میندازه بالا
«توجه؟پس تو توجه میخوای اماده باش»
- ۲۲.۵k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط