پارت
پارت ۳۴
ویو راوی
جونگ کوک لنی رو بغل کرد و بدر تو اتاق بد هم نماز خوندن رفتن حموم
*بد از حموم*
لنی داشت جلوی آینه روتین پوستی انجام میداد که جونگ کوک با بالا تنیه لخت اومد از پشت بغلش کرد و سرشو تو گردن لنی فرو کرد
لنی چیکار میکنی (خنده)
حونگ کوک میخورمت
لنی نکن ممکن بفهمن
جونگ کوک سرش رو از گردن لنی بیرون آورد
جونگ کوک حیف
لنی(خنده)
جونگ کوک بزار موهاتو خشک کنم
لنی مگه میتونی (خنده)
جونگ کوک اره
لنی پس بیا
سشوار رو داد دست کوک
جونگ کوک اول اومد یه بابلیکس(نمیدونم اسمش رو درست نوشتم یا نه از همونایی که برای چتر میزنن که حالت بگیره ) رو به چتری های لنی زد بد شروع کرد با دقت سشوار کشیدن و بد از اون بقیه ی موهاشو رو سشوار کشید
جونگ کوک چطور شد
لنی خیلی خوب شد مرسی
جونگ کوک به یه تشکر عملی نیازه داره
لنی باشه بیا
لنی به بوسیه سطحی روی لبای کوک گذاشت
لنی یه نگاه به ساعت انداخت ساعت ۲۱:۴۵ بود
لنی کوک سریع باش الاناس که بیان
جونگ کوک باشه
جونگ کوک رفتن باپین با خوراکی ها رو جمع کنه
(نکته خونه لنی دو تبطقه است و اینکه الان جونگ کوک یه شلوارک پا شه فقط)
جونگ کوک لنی(داد)
لنی بله (داد)
جونگ کوک بیا پایین(داد)
لنی اومدم
"ویو راوی"
لنی رفت پایین دید که کل خونه پاشید به هم
لنی اینحا بمب ترکیده
جونگ کوک مثل اینکه (خنده)
لنی عع نخندی سریع بازد اینو جمع کنیم
جونگ کوک باشه باشه نمیخندم
ویو راوی
لنی و حونگ کوک شروع کردن تمیز کردن حدود ۱ ساعت بد گذشت که صدای
______________________________
#فیک_تهیونگ #فیک_جونگ_کوک #فیک_از_جونگکوک #فیکشن #رمان_از_بی_تی_اس #رمان_تهیونگ #چندپارتی #تک_پارتی #رمان #تهیونگ #جونگکوک #لنی #لورا #فیک
ویو راوی
جونگ کوک لنی رو بغل کرد و بدر تو اتاق بد هم نماز خوندن رفتن حموم
*بد از حموم*
لنی داشت جلوی آینه روتین پوستی انجام میداد که جونگ کوک با بالا تنیه لخت اومد از پشت بغلش کرد و سرشو تو گردن لنی فرو کرد
لنی چیکار میکنی (خنده)
حونگ کوک میخورمت
لنی نکن ممکن بفهمن
جونگ کوک سرش رو از گردن لنی بیرون آورد
جونگ کوک حیف
لنی(خنده)
جونگ کوک بزار موهاتو خشک کنم
لنی مگه میتونی (خنده)
جونگ کوک اره
لنی پس بیا
سشوار رو داد دست کوک
جونگ کوک اول اومد یه بابلیکس(نمیدونم اسمش رو درست نوشتم یا نه از همونایی که برای چتر میزنن که حالت بگیره ) رو به چتری های لنی زد بد شروع کرد با دقت سشوار کشیدن و بد از اون بقیه ی موهاشو رو سشوار کشید
جونگ کوک چطور شد
لنی خیلی خوب شد مرسی
جونگ کوک به یه تشکر عملی نیازه داره
لنی باشه بیا
لنی به بوسیه سطحی روی لبای کوک گذاشت
لنی یه نگاه به ساعت انداخت ساعت ۲۱:۴۵ بود
لنی کوک سریع باش الاناس که بیان
جونگ کوک باشه
جونگ کوک رفتن باپین با خوراکی ها رو جمع کنه
(نکته خونه لنی دو تبطقه است و اینکه الان جونگ کوک یه شلوارک پا شه فقط)
جونگ کوک لنی(داد)
لنی بله (داد)
جونگ کوک بیا پایین(داد)
لنی اومدم
"ویو راوی"
لنی رفت پایین دید که کل خونه پاشید به هم
لنی اینحا بمب ترکیده
جونگ کوک مثل اینکه (خنده)
لنی عع نخندی سریع بازد اینو جمع کنیم
جونگ کوک باشه باشه نمیخندم
ویو راوی
لنی و حونگ کوک شروع کردن تمیز کردن حدود ۱ ساعت بد گذشت که صدای
______________________________
#فیک_تهیونگ #فیک_جونگ_کوک #فیک_از_جونگکوک #فیکشن #رمان_از_بی_تی_اس #رمان_تهیونگ #چندپارتی #تک_پارتی #رمان #تهیونگ #جونگکوک #لنی #لورا #فیک
- ۹.۰k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط