عشق بے پایاט ( پارت ۳)

عشق بے پایاט ( پارت ۳)
از زبون تهیونگ: گروه بی تی اس سر کل کل‌های کوچولو و چیزهای بیخودی داشت از هم میپاشید. رفتیم برای کنسرت. اونجا یه دختری رو دیدم که چهرش خیلی مهربون بود و خیلی زیبا بود. بعد از کنسرت خواستم برم پیشش که رفت. خیلی ناراحت شدم و خیلی بد خورد تو ذوقم. ولی یه حسی بهم میگفت که حتما میبینمش. شب رو با یاد اون خوابیدم. فردا داشتیم میرفتیم یه جایی که از دست طرفدارا مجبور شدیم بریم توی یه کوچه که اونجا ....... ببخشید این پارت خیلی کوتاه بود ولی اگه کامنت‌ها بگن که خوب بوده پارت بعدی رو سریعتر و طولانی تر میزارم. لطفا دانبال کنین
دیدگاه ها (۰)

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۱ویو سیون:باورم نمیشد امروز دارم میرم...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

💬 کامنت آرمی: تولد گرفتن وسط تور چه حسی داره؟🐥 جیمین: فکر می...

پارت ۳۷

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

Cruel Love پارت۸ که صدای بابابزرگ اومد ماهم مجبور شدیم بریم ...

اسم:نیمه شب پارت:۲

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

My lovely neighbor part : 88

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط