{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان زمان رفتنت بود

.
زمان، زمانِ رفتنت بود
(قطار سوت کشید
همه گوشِشان را گرفتند
من قلبم را...)
به سرعت دور میشدی،
دوان دوان تا کجا به دنبالت بیایم؟
به خطِ قرمز ایستگاه رسیدم |
همان لحظه فهمیدم، قلبم هم با طُـ سوار بر قطار رفــــت...
.
_سهیل ربیعی
دیدگاه ها (۱)

.حکایت اون سربازی نباشیدکه اونقدر نامه داد تا اینکه عشقش، عا...

.در این خانه هیچکس از تو حرفی نمی زندو من هر روز بیشتر از رو...

.قصه‌ ی روز و شب من سخنی مختصر است !روز در خواب خیالاتم و شب...

.‏هر روز باید دلبستگیهات رو مرور کنی و بعضی ها رو کنار بذاری...

Part 1 — No Escapeسیگار بین دو انگشتش دود می‌شد. نوکش سرخ بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط