در این خانه

.
در این خانه
هیچکس از تو حرفی نمی زند
و من هر روز بیشتر از روز قبل زندگی می کنم
صبح ها با لبخند بیدار می شوم،
گل ها را آب می دهم،
صبحانه درست می کنم،
روی تراس خانه می نشینم،
دو لیوان چای می ریزم
و یکی همیشه سرد می شود..
.
_دلارام شریفی
دیدگاه ها (۱)

.یک صبح جمعه ی پاییزی...باز کردن پنجره با تو دم کردن قهوه با...

.اگر تاب تنهایی را داشتیم؛جایمان همیشه شهربازی بود نه این گو...

.حکایت اون سربازی نباشیدکه اونقدر نامه داد تا اینکه عشقش، عا...

.زمان، زمانِ رفتنت بود(قطار سوت کشیدهمه گوشِشان را گرفتندمن ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

روز پدر که برسد از دخترک گل فروش یک دسته کوچک گل نرگس میگیرم...

کاش براتون مهم بودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط