{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم انتقال خون،

رفته بودم انتقال خون،
زنه ازم پرسید تا حالا رابطه جنسی پر خطر داشتی؟؟؟
گفتم: بله رفتم خونه دوست دخترم؛
.
.
.
.
.
.

هر لحظه ممکن بود باباش بیاد!!!

اونقد خندید، از حال رفت، یه واحد خون به خودش زدن!!!!
دیدگاه ها (۲)

✅یک جمله زیبا ازامیر المومنین علی(ع)✅ نه سفیدی بیانگرزیبایی ...

در آلمان بانک ماهیانه درصدی درحدود ١درصد برای حق نگهداری پول...

ﺗﻮی یه شهر بزرگ یک ﻗﻨﺎﺩﯼ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ .. ﻓﻘﻂ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻦ ﺍﻭﻧﺠ...

بدون شرح ....!!!

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان : قلب در تاریکی

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط