{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART¹²

(نایون+)(جونگکوک–)(پدر جونگکوک=)(مادر نایون≈)(مادربزرگ جونگکوک¥)(مینا×)
«ادامه ویو نایون»
+جونگکوک کجاست
×میخواست بیاد اما دقیقه اخر لارا به یه بهونه چرت جلوش رو گرفت
مینا آروم زمزمه کرد اما عصبی بود و من کمی از نبود جونگکوک ناراحت شدم و فقط آهی کلافه کشیدم..‌.اما درکش میکردم به هرحال خودش مقصر نبود
+اوه راستی بهتون تبریک میگم واقعا براتون خوشحالم!
مینا لبخند زد و گفت
×مرسیییی امیدوارم توهم بتونی خیلی زود با عشقت ازدواج کنی!
وقتی قسمت آخرش رو داشت می‌گفت به پدر جونگکوک نگاه کرد...تنها کسی که از پدر جونگکوک نمی‌ترسید مینا بود!من به حرفش لبخند زدم و همه باهم راه افتادیم بریم سمت ماشین ها تا بریم... میخواستم با تهیونگ و مینا برم اما کمی فکر کردم بلاخره اون دوتا تازه داشتن ازدواج میکردن و من نمی‌تونستم مزاحمشون بشم...خونه پدر جونگکوک و مادرم که البته باید به پدر جونگکوک بگم پدرم اما عادت ندارم به این موضوع...نه اونجا هم زیاد برام یاد آور اتفاقات خوبی نیستن اما درمورد خونه مادربزرگ جونگکوک چی؟اونجا میتونستم در آرامش باشم
+مادربزرگ؟مشکلی ندارید من بیام خونه شما؟
¥چرا باید مشکل داشته باشم؟خوشحال میشم!
لبخند زدم که پدر جونگکوک زد توی ذوقم
=اونجا امکان نداره!جونگکوک زیاد می‌ره اونجا و شما دو نفر قول دادید فاصلتون رو رعایت کنید!
+اما!
≈دخترم مخالفت نکن!بیا خونه خودمون!مگه چه مشکلی داره؟
+اونجا پر از مشکله...
=چه مشکلی؟
+تمام مشکلات از همونجا شروع شد!شما دقیقا همونجا من و جونگکوک رو از هم جدا کردید!ترجیح میدم برم هتل! خداحافظ!
بدون هیچ حرف دیگه ای ازشون دور شدم و به حرفاشون گوش ندادم و یه تاکسی گرفتم و وقتی میخواستم بگم ببرتم هتل به یاد یه چیزی افتادم...چی میشد اگر برم به اون آپارتمانی که زمان دانشگاه با جونگکوک داخلش زندگی میکردیم؟فکر کنم هنوز نفروختتش...امتحانش ضرری نداشت...پس آدرس اونجا رو دادم...وقتی رسیدم حسی آشنا و پر از خاطره بهم هجوم آورد‌...لبخند زدم و رفتم داخل و با آسانسور رفتم همون طبقه و وقتی به خونه رسیدم...رمز در رو زدم و در کمال ناباوری درست بود...یعنی جونگکوک عوضش نکرده بود...وارد شدم...این آپارتمان برای جونگکوک بود و بدون اجازه واردش شده بودم اما بعداً میتونستم توضیح بدم و جونگکوک قطعا درک میکرد... آپارتمان بوی جونگکوک رو میداد و این بهم حس آرامش میداد...داخل یه کم هم ریخته بود اما بعدا میتونستم مرتبش کنم الان نیاز به استراحت داشتم...به اتاق خوابش رفتم و خودم رو روی تخت انداختم...به سقف خیره شدم و تمام اتفاقات این مدت رو از ذهنم گذروندم اما الان انگار آروم شده بودم و بعد کم کم خاطراتم با جونگکوک توی تمام گوشه کناره های آپارتمان برام زنده شد...من و جونگکوک دوران دانشگاه خیلی شاد بودیم... بدون هیچ دغدغه ای... کاش می‌تونستم توی همون لحظات بمونم و هیچ کدوم از اتفاقات نمیفتاد...اما الان خیلی گذشته بود...همه چیز قابل درست شدن بود...من مطمئنم!توی همون حال خوابم برد...
«پایان ویو نایون»
«ویو جونگکوک»
لارا با اون بهونه چرت و پرتش جلوم رو گرفت تا نتونم برم فرودگاه...و الان نمیدونم نایون کجاست...لارا هم بعد از اینکه پدرم بهش گفت نایون دیگه رفته یه جایی تا بمونه بیخیال من شد و به بهونه خرید رفت هرچند من میدونستم کجا می‌ره و چرا می‌ره...تصمیم گرفتم برم آپارتمانم...اونجا میتونستم بیشتر تمرکز کنم و اینکه اونجا هنوز باعث میشه با یادآوردن خاطراتم با نایون احساس آرامش کنم...از اونجا زدم بیرون و سوار ماشینم شدم و به سمت آپارتمان رفتم...بعد از چندمین رسیدم و رفتم داخل و با دیدن یه جفت کفش که کنار در گذاشته شده بودن تعجب کردم...کفش ها زنونه بودن...مال کی می‌تونست باشه؟جز من و نایون هیچکس دیگه درمورد اینجا نمیدونه...یعنی نایون اومده بود اینجا؟با هیجان اطراف رو نگاه کردم اما نایون نبود...به سمت اتاق خواب رفتم و دیدم نایون روی تخت خوابیده...دیدنش بعد از این همه مدت حس خوبی میداد میخواستم برم سمتش و بغلش کنم و ببـ‌وسمش اما نمی‌خواستم خوابش رو خراب کنم...اما اتفاقی میفتاد اگر میرفتم کنارش بخوابم؟قطعا هیچکس نمی‌فهمید...واقعا به این نیاز داشتم پس خیلی آروم رفتم کنارش و روی تخت دراز کشیدم و آروم کشیدمش توی بغلم تا بیدار نشه‌...سرم رو توی موهاش فرو بردم و عطرش رو استشمام کردم...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🌷
10 بازنشر✨
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۲)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹¹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹⁰(جونگکو...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁴(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁵(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط