{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART²⁶

(نایون+)(جونگکوک–)(مادربزرگ جونگکوک¥)
«ادامه ویو نایون»
+لطفاً درکم کن...
–درکت میکنم اما لطفاً بهم اعتماد داشته باش... نایون من واقعا مطمئنم بچه لارا از من نیست! تمام مدت اتاقامون جدا بوده حتی نوک انگشتمم بهش نزدم!
+اما خودت گفتی همیشه هم اتاقتون جدا نبوده...گفتی وقتی پدرت میومد اونجا باهم توی یه اتاق می‌خوابیدید...
این رو گفتم و جونگکوک با ترس بهم خیره شد...یعنی ترسش داشت حقیقت رو می‌گفت؟یعنی ممکن بود؟نه فقط جونگکوک جا خورده ولی بازم نمیتونم اعتماد کنم
–نایون...گفتم توی یه اتاق می‌خوابیدیم اما نگفتم توی یه تخت...من وقتی اون میومد میرفتم روی کاناپه توی اتاقم
+چطور باورت کنم؟من که اونجا نبودم!
–نایون فقط یه بار دیگه تمام اعتمادت رو بهم بده...و اگر...اگر دروغ گفته بودم میتونی ترکم کنی...
توی چشماش ترس از دست دادن رو می‌تونستم ببینم...باید بهش اعتماد میکردم!؟خودمم از این تردید متنفر بودم اما...قلبم میخواست اعتماد کنم ولی ذهنم درگیر حرفای جیهون بود...جیهون یه آدم دروغگو بود اما حتی اگر فقط چند درصد درست باشه...
–میدونم سخته اما...به من نگاه کن...من عوض نشدم!من همون آدمم!قسم میخورم هیچی بین من و لارا نبوده،نیست و نخواهد بود!
حرف جونگکوک زیاد هم دروغ به نظر نمی‌رسید چون توی این مدت بهم ثابت کرده بود هنوز همون آدمه اما اگر نقش بازی میکرد چی...
+باشه...اما فقط تا زمانی که نتیجه تست دی ان ای بیاد!
«پایان ویو نایون»
جونگکوک کمی آسوده تر شده بود...
–پس برمی‌گردی آپارتمان؟امشب میمونم...مهم نیست چی بشه...
نایون به چمدونش نگاه کرد...
+نه...متاسفم ولی نمیتونم...نیاز دارم تنها باشم و اگر بمونی پدرت برات دردسر درست می‌کنه...
–نایون...باشه اگر میخوای تنها باشی من نمیمونم اما برگرد آپارتمان... نمیتونم بزارم با این اتفاقات و اینکه یه بار لارا می‌خواسته مسمومت کنه بزارم بری جایی که ممکنه اتفاقی برات بیفته...
+نه اگر برگردم آپارتمان فقط فکر میکنم... می‌خوام حتی از اون افکارم دور بشم...
–نایـ‌-
+میرم خونه مادربزرگ...شاید اون بتونه کمکم کنه...
جونگکوک فهمید هرچقدر اصرار کنه فایده نداره...نایون الان شک کرده بود...آهی عمیق کشید
–باشه...حداقل بزار برسونمت...
نایون میدونست جونگکوک نمیزاره مخالفت کنه پس فقط سر تکون داد
–همینجا بمون...میرم ماشینم رو بیارم!
نایون همونجا نشست و چند مین بعد جونگکوک با ماشینش اومد...نزاشت نایون چمدونش رو برداره و به جاش خودش این کار رو کرد و چمدون رو گذاشت داخل صندوق عقب و در رو برای نایون باز کرد...نایون با صدایی آروم و سرد تشکر کرد و سوار ماشین شد...در طول رانندگی هردو سکوت کرده بودن...نایون سرش رو تکیه داده بود به شیشه ماشین و غرق در افکارش بود و دستاش پارچه لباسش رو محکم گرفته بودن...جونگکوک مدام برمیگشت به نایون نگاه میکرد و بار ها خواست دوباره التماس کنه ولی میدونست توضیح دادن و التماس کردن فقط همه چیز رو بدتر می‌کنه پس فقط سکوت میکرد... بلاخره ماشین جلوی خونه مادربزرگ جونگکوک متوقف شد...جونگکوک چمدون نایون رو برداشت و بهش داد...وقتی نایون خداحافظی کرد تا بره جونگکوک با حرفاش متوقفش کرد...
–فقط اگر هر اتفاقی افتاد و هر مشکلی داشتی و کمک من رو خواستی فقط بهم زنگ بزن خودم رو سریع میرسونم
+باشه ممنون...
نایون بدون هیچ حرف دیگه ای رفت در زد و مادربزرگ با اینکه شب بود و تعجب کرده بود نایون رو به آغوش کشید...جونگکوک همونجا ایستاده بود و فقط به مادربزرگش نگاه کرد و مادربزرگ خیلی زود فهمید یه مشکلی پیش اومده و فقط برای جونگکوک سرتکون داد به معنی اینکه همه چیز رو درست می‌کنه...جونگکوک رفت...وقتی نایون با مادربزرگ تنها شد،مادربزرگ گفت
¥پدر جونگکوک بهم زنگ زد و گفت که نامزد جونگکوک حاملست...حدس میزنم تو و جونگکوک هم سر همین به مشکل خوردید...
نایون سرش رو تکون داد
¥خب منم جای تو بودم قطعا شک میکردم اما بزار یه چیزی رو بهت بگم...نوه من شاید نتونه خودش این چیزا رو توضیح بده ولی من مطمئنم اون بچه از نوه من نیست...توی این پنج سال هر روز جونگکوک میومد اینجا و مثل بچه کوچولو ها گریه میکرد که دلش برای تو تنگ شده...
نایون به مادربزرگ خیره شد...کمی جا خورد...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🪷
10 بازنشر✨
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۴)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁵(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁴(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁴(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁰(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط