.
.
بر یادِ گل روی تو چون ابر ببارم
ای خوبترین خاطره در شهر و دیارم
وقتی که تو رفتی وسط شهر غریبم
من مانده و یک کوچه ی تاریک و حصارم
بیهوده نگویم که تو را چشم براهم
جز پرسش نامت به کسی کار ندارم
دانی که دلم شرح غمش جز تو نمی گفت؟
امروز به دشت نگهم واژه بکارم
دنبال تو بودم که بگویم غم دل را
غم آمد و با من شده شبگرد و کنارم
بر یادِ گل روی تو چون ابر ببارم
ای خوبترین خاطره در شهر و دیارم
وقتی که تو رفتی وسط شهر غریبم
من مانده و یک کوچه ی تاریک و حصارم
بیهوده نگویم که تو را چشم براهم
جز پرسش نامت به کسی کار ندارم
دانی که دلم شرح غمش جز تو نمی گفت؟
امروز به دشت نگهم واژه بکارم
دنبال تو بودم که بگویم غم دل را
غم آمد و با من شده شبگرد و کنارم
- ۶۳۲
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط