{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلم عطر نفس های تو را کم دارد

غزلم عطر نفس های تو را کم دارد
دفتر شعر من امضای تو را کم دارد
با وجود مَه و مِهر عالم من تاریک است
آسمان طلعت زیبای تو را کم دارد
نسخه ها زخم به زخم دل من افزودند
درد من خاک کف پای تو را کم دارد
عاقبت سر ز تن خویش جدا خواهم کرد
سر بی فایده سودای تو را کم دارد
بویی از عشق نبرده است و نخواهد هم بُرد
هر که در سینه تمنای تو را کم دارد
شعر من بازی با قافیه و وزن شده
ادبیـــاتم الفبــای تو را کم دارد..
دیدگاه ها (۴)

احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه مجنونیِ این دل را ، آغا...

عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار ن...

ردپای نفست ماند و نفس گیرم کردجانم آتش زده و، از همه کس سیرم...

.بر یادِ گل روی تو چون ابر ببارمای خوبترین خاطره در شهر و دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط