{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۷♡⁠)⁩.

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۷♡⁠)⁩.

تهیونگ رو پشت سرش حس کرد
تهیونگ در نزدیکترین حالت ،بهش خم شد و لیوانی از
کنارش برداشت و بی حرف به سمت یخچال رفت.
همونطور که هنوز روون رو توی بغلش داشت، کمی آب برای خودش ریخت و تکیه به میز نهارخوری و خیره به آیرین لیوان رو سر کشید.
کمی سر جاش ایستاد. اما بلاخره بعد از کمی کلنجار نتونست ساکت بمونه. پس لیوان رو سمت ظرفشویی برگردوند و در نزدیکی آیرین گفت
تهیونگ : فردا دوتایی انجامش میدیم منظورم... شکایت از اون
عوضيه
آیرین به آرومی آب رو بست و کمی به سمت تهیونگ چرخید
و با شرمندگی گفت
آیرین : متاسفم اگر... پنهانش کردم
تهیونگ سری تکون داد و بحث رو عوض کرد
تهیونگ : یکی دیشب اصرار داشت بریم ساحل!
و ابرویی بالا انداخت.
آیرین لبخندی زد و دستکش‌های ظرفشوییش رو درآورد.
آیرین : الان آماده میشم.
اما هنوز چند قدم ،نرفته برگشت و بی تعلل روی پنجه ی پاش بلند شد و گونه‌ی تهیونگ رو بوسید و عقب کشید.
و با لبخندی که عمیق‌تر شده بود، از اونها دور شد. تهیونگ با چشم‌های که می‌خندید به رفتنش نگاه کرد اما دومین بوسه غافلگیر کننده رو از روون دریافت کرد که به تبع مادرش لبش رو به صورت پدرش چسبوند و عقب رفت. تهیونگ با شگفتی زیر خنده زد و با بی طاقتی، لپ روون رو محکم بوسید
قلبش مملو از یه شیرینی خوشایند بود و هر لحظه از از دست دادنشون میترسید.
زندگی که روزهای اول براش شبیه یک کابوس بود، خیلی زود به دلش نشست و حالا ای آرامش که مدتها ازش بی بهره بود، بدجوری پاگیرش کرده بود.
آیرین خیلی زود وسایل پیک نیک مناسب ساحل رو جمع کرد و تهیونگ مشغول ضد آفتاب زدن به بدن پسرش شد.
وقتی کرم رو روی لپ‌های نرمش پخش میکرد و وقتی بدنش رو ماساژ میداد دوست داشت تمام تن کوچیکش رو از عشق زیاد گاز بگیره و حتی لحظه ای لبخنده ذوق زده و
بزرگش از روی صورتش کنار نرفت.
(اسلاید ۲)
۰:۱۹
بعد از پوشیدن لباس های مناسب به سمت پیک نیک برنامه
ریزی شده شون به راه افتادن.
پشت ماشینی که شیشه‌هایی دودی ،نداره با سر و وضعی که نیاز به هیچ ماسک و کلاه و میکاپ و استایل خاصی نداره در خیابان‌های سئول آزادانه در حال رانندگی بود و هر لحظه
دیدگاه ها (۳)

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part 68♡⁠)نیاز به هیچ ماسک و کلاه و ...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part۶۹♡⁠)⁩آیرین بی اینکه کفشی به پا ...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۶♡⁠)⁩فکر به اینکه اون مرد چه چ...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۵♡⁠)⁩میشن... تهیونگ بی ملاحظه ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

مافیایه عشق P:52

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط