{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر کوچولوی احمق قصه

دختر کوچولوی احمق قصه
رف زیر تختش قایم شد!
میخواس بمیره...
دو ساعت گذش
سه ساعت
پنج ساعت
کسی یادش نیفتاد...
فرداش زیر تخت اتاقش پیداش کردن
چیزی ازش نمونده بود جز همون یه قطره اشک رویه گونه هاش!
#این_دختر_قراره_من_باشم:))
#melika
دیدگاه ها (۳)

+آخه آدم دردشو ب کی بگه؟_اگه میخوای بیشتر نشه ب هیچکس#melika

دمش گـ🔥 ــرمبــ💧 ـارونو میگمزد بہ شونم و گفتـ🙊 خسـ🍃 ــتہ شدی...

♛روزی مےآیـــد کـــه ☜ خـــدا☞ مےگویـــد... یــک ☜قســم☞ را ...

+شکوندمش..:)_چرا؟+ازش میترسیدم;)_وا مگع ایینه ترس دارع😕 +مید...

part ¹⁰✧ارباب پیداش کردیم (لوکیشن توی خونه رو نشون میداد) _ا...

خون شیرین

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ³جونگکوک بهش گفته بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط