{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با صدای بی‌صدا،

با صدای بی‌صدا،
مث یه کوه، بلند،
مث یه خواب، کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد!

با دستای فقیر،
با چشمای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد!

شب، با تابوت سیاه
نشس توی چشماش،
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.

سایه‌ش هم نمی‌موند
هرگز پشت سرش،
غم‌گین بود و خسته،
تنهای تنها!

با لب‌های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره‌ی آب....
با عرض تسلیت ....
دیدگاه ها (۶)

professor Riddle p53

و بعد نانسی آروم بغل گوش میا خم شد + خب حالا چه حسی داره؟ ای...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

با صدای بی‌صدا،مث یه کوه، بلند،مث یه خواب، کوتاه،یه مرد بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط