{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part⁷

Part⁷

دستمو گرفت و بردم توی یه اتاق و دره اتاقو بست و رفت..یه دسته لباس روی تخت بود.لباسامو عوض کردم و از اتاق رفتم بیرون.جیمین نبودش و این از هرچیزی بیشتر منو خوشحال میکرد..که یهو دره اتاق کناریم باز شد و یه پسره جذاب اومد بیرون...تتو های زیادی روی یکی از دستاش بود و سیکس پکاش از زیر لباسش پیدا بود...وایساده بودم و قیافمو شبیه اونایی کرده بودم که توی فکرن که دستمو گرفت

×تو کی هستی؟

+اول تو بگو

×دوست جیمین.جئون جونگکوک

+خوشبختم.منم جانگ ات هستم

×(لبخند)

لباسم آستین نداشت برای همین اون❌ که جیمین کشیده بود پیدا بود..کوک دیتشو به سمت زخمم برد

×این چیه؟

+کاره...

که جیمین اومد

_چیکارش داری؟؟؟؟

×من؟هیچی هیچی

_باشع
دیدگاه ها (۳)

bts

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

شرط نرسید ولی گذاشتمℙ𝕒𝕣𝕥 2 | دنیای انیمه«سئورا»نور خورشید مس...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط