{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انتظار تو تا كي سحر شماره كنم؟

در انتظار تو تا كي سحر شماره كنم؟
ورق ورق شب تقويم كهنه پاره كنم؟

نشانه هاي تو بر چوب خط هفته زنم
كه جمعه بگذرد و شنبه را شماره كنم

براي خواستن خير مطلقي كه تويي
به هر كتاب ز هر باب استخاره كنم


شب و خيال و سراغ تو،باز مي آيم
كه بهت خانه ي در بسته را نظاره كنم

تو كي ز راه ميايي كه شهر شبزده را
به روشنايي چشمم چراغواره كنم؟

ز ياس هاي تو مشتي بپاشم از سر شوق
به روي آب و قدح را پر از ستاره كنم

هزار بوسه ي از انتظار لك زده را
نثار آن لب خوشخند خوشقواره كنم


هنوز هم غزلم شوكراني است الا
كه از لب تو شكرخندي استعاره كنم
حسین منزوی
دیدگاه ها (۱)

من نیستم این که اینجاست، این «من» که تنهاست من بی تو هیچم،...

در من ادراکی است از تو عاشقانه،عاشقانه از تو تصویری است در ...

دلم برای کسی تنگ است، که چشم های قشنگش رابه عمق دریای واژگون...

برای من،هنوز هم تومثل یک خیال خوب شبیه آرامش عشق، غرور یک ست...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ ورق ورق شب تقویم کهنه پاره...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ورق ورق شب تقویم کهنه پاره ...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ورق ورق شب تقویم کهنه پاره ...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ورق ورق شب تقویم کهنه پاره ...

در انتظار تـو تا کی سحر شماره کنم؟ورق ورق ، شب تقویم خویش پا...

تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را به روشنایی چشمم چراغواره...

عاشقانه

در انتظار تو تـا کـی سـحر شمــاره کنم؟ورق ورق شـب تقـویم کـه...

تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را به روشنایی چشمم چراغواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط