بــه دیوار سرد اتاقـش تیکه داد.
بــه دیوار سرد اتاقـش تیکه داد.
با اینکه دو تا پتو روش بود
اما بازم از شدت
ســـرما و قلــب یـــخ زدش می لرزید!
هـق هـق امونش رو بریده بود یه قطره اشک از چشماش سر خورد.
با صدای لرزونی زمزمه کرد:نگران نباش اینم تموم میشه
عـــادت میکنی..عــادت میکنی...
با اینکه دو تا پتو روش بود
اما بازم از شدت
ســـرما و قلــب یـــخ زدش می لرزید!
هـق هـق امونش رو بریده بود یه قطره اشک از چشماش سر خورد.
با صدای لرزونی زمزمه کرد:نگران نباش اینم تموم میشه
عـــادت میکنی..عــادت میکنی...
- ۱.۷k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط