{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜 💜 💜 💜

💜 💜 💜 💜
عشـــــــــــق....
ادامه پارت 122




آقا حسام : عروس عزیزم بیا اینجا
کنار آقا حسام نشستم محسنم با فاصله از لیلی کنارش نشست اما مهرداد بی توجه داشت با موبایلش ور می رفت نکنه جدی بگه که یکی تو زندگیشه لیلی داشت دقیق نگاش می کرد
محسن : تو درس نداری مهرداد
مهرداد سرشو بلند کردوگفت : چرا فردا امتحان دارم می خوای بدون شام برم
محسن اخمی کردوگفت : دوساعت سرت گوشی
مهرداد بی توجه گفت : که چی ؟
محسن : هیچی راحت باش
عمه اومد تو سالن وگفت : بیاین شام
همه بلند شدن بجز مهرداد که عمه رفت وباااش حرف می زد
وقتی اومدن مهرداد کنار من نشست
دیدگاه ها (۲)

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق...پارت 123نیلوفر :معذب سرمو انداختم پای...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــــق....پارت 124مهرداد :با سر وصدایی که بیر...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــــق....پارت 122نیلوفر:مهرداد : بازم معذرت...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق....پارت 121نیلوفر :چشامو که باز کردم مامان...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو لیلی ___یکی از افس...

مردی در ساحل...[پارت سیزدهم]غروب...نور نارنجی خورشید از پنجر...

spanish girl:۵ فصل دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط