{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی پیرمردی به ۳ پسر خود ۱ چوب داد و گفت :بشکنید، شکستند

روزی پیرمردی به ۳ پسر خود ۱ چوب داد و گفت :بشکنید، شکستند.
۳ چوب داد، شکستند.
۱۰ چوب داد شکستند.
دسته بیل داد شکستند.
تیرآهن ۱۸ داد شکستند.
پیرمرد گفت : مسخره بازی درنیارید میخوام نصیحتتون کنم!
دیدگاه ها (۷)

سناریو

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

سلام خوشگلای من، چطورین؟؟ خوبین؟؟خب، این به احتمال زیاد آخری...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

خب در اینجا میخوام چصناله کن-الان که دارم توجه میکنم میبینم ...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

چند پارتی

گل گرفتم و رفتم قبرستون سر قبر مامان و بابام رسید دسته گلا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط