جیمین: عاه هیونگ تویی؟ من خب اومدم که از ا ت یه پماد بگیر
جیمین: عاه هیونگ تویی؟ من خب اومدم که از ا ت یه پماد بگیرم همین
یهو ا ت از اتاق اومد
ا ت: داداش؟! تو تا الان بیدار بودی
مینگ یو: نه داشتم میرفتم اب بخورم
ا ت: اها
چشمش خورد بهم
ا ت: تو که هنوز بیداری برو بخواب
جیمین:ها؟ اها باشه
وایی الان به چخ میرم
مینگ یو: ا ت میگم جیمین ازت پماده چی خواست
عاییی این چی بود دیگه بر گشتم به طرفه ا ت
ا ت: پماد؟!
مینگ یو: اره دیگه پماد
با چشمام ازش خواهش میکردم که هیچی نگه
ا ت: عام یه پماد برای درده کمرش اره گفت که خیلی تمرین کرده واسه ی همین اره اره
با خیال راحت رفتم تو اتاقم البته فردا باید با خشمه ا ت روبه رو شم اولش نیست رو تخت دراز کشیدم
ا ت دختره بازیگوشو دهن لقی بود با این حال مهربونم بود خیلی دوست داشتنی بود ینی اینجور که به دلم نشسته بود شاید اون تو قلبم جا داره عهم چت جیمین بگیر بخواب
چشماو بستم اما از شدت فکر کردن به ا ت خوابم نمیبرد
«««««««
ویو ا ت
سره میز نشسته بودم همه بودن جز جیمین ینی انقدر میخوابه تازه قضیه دیشپ اون پمادو اینا چی بود باید بفهنم چرا به داداشم دروغ گفت
ویو جیمین
خیلی وقته بیدارم اما نمیتونم از اتاق برم بیرون اگه برم بیرون اولین کسی که جلومو میگیره ا ته و ازم میپرسه دیشب چه اتفاقی افتاد نمیخوام باهاش رو به رو شم
گرمه زیره پتو دارم عرق میکنم تا کی باید زیره پتو باشم بلاخره که باید باهاش روبه رو شم
پتو رو از خودم کشیدم
هوففف
چیزی نیست میرم یه راست بهش میگم فیلمو پاک کنه اره همینطوریه
از جام بلند شدم صورتمو شستم و از اتاق زدم بیرون همه دوره میز جمع بودن
جیمین: صبح بخیر
مینگ یو: صبح؟
نامی: الان ظهره
جیمین: عاه راست میگی
شوگا: جدیدا خیلی میخوابی
جیمین: اثراته داشتنه گربه ای مثله توعه*لبخند
شوگا: عا
رفتم رو تنها صندلی ای که مونده بود و دقیقا رو به رویه ا ت بود نشستم نمیتونستم تو چشماش نگاه کنم، تنو بدنم میلرزید
...
یهو ا ت از اتاق اومد
ا ت: داداش؟! تو تا الان بیدار بودی
مینگ یو: نه داشتم میرفتم اب بخورم
ا ت: اها
چشمش خورد بهم
ا ت: تو که هنوز بیداری برو بخواب
جیمین:ها؟ اها باشه
وایی الان به چخ میرم
مینگ یو: ا ت میگم جیمین ازت پماده چی خواست
عاییی این چی بود دیگه بر گشتم به طرفه ا ت
ا ت: پماد؟!
مینگ یو: اره دیگه پماد
با چشمام ازش خواهش میکردم که هیچی نگه
ا ت: عام یه پماد برای درده کمرش اره گفت که خیلی تمرین کرده واسه ی همین اره اره
با خیال راحت رفتم تو اتاقم البته فردا باید با خشمه ا ت روبه رو شم اولش نیست رو تخت دراز کشیدم
ا ت دختره بازیگوشو دهن لقی بود با این حال مهربونم بود خیلی دوست داشتنی بود ینی اینجور که به دلم نشسته بود شاید اون تو قلبم جا داره عهم چت جیمین بگیر بخواب
چشماو بستم اما از شدت فکر کردن به ا ت خوابم نمیبرد
«««««««
ویو ا ت
سره میز نشسته بودم همه بودن جز جیمین ینی انقدر میخوابه تازه قضیه دیشپ اون پمادو اینا چی بود باید بفهنم چرا به داداشم دروغ گفت
ویو جیمین
خیلی وقته بیدارم اما نمیتونم از اتاق برم بیرون اگه برم بیرون اولین کسی که جلومو میگیره ا ته و ازم میپرسه دیشب چه اتفاقی افتاد نمیخوام باهاش رو به رو شم
گرمه زیره پتو دارم عرق میکنم تا کی باید زیره پتو باشم بلاخره که باید باهاش روبه رو شم
پتو رو از خودم کشیدم
هوففف
چیزی نیست میرم یه راست بهش میگم فیلمو پاک کنه اره همینطوریه
از جام بلند شدم صورتمو شستم و از اتاق زدم بیرون همه دوره میز جمع بودن
جیمین: صبح بخیر
مینگ یو: صبح؟
نامی: الان ظهره
جیمین: عاه راست میگی
شوگا: جدیدا خیلی میخوابی
جیمین: اثراته داشتنه گربه ای مثله توعه*لبخند
شوگا: عا
رفتم رو تنها صندلی ای که مونده بود و دقیقا رو به رویه ا ت بود نشستم نمیتونستم تو چشماش نگاه کنم، تنو بدنم میلرزید
...
- ۸.۷k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط