{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم

من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم
درمانده ی گرمای دو دستان تو هستم

آغشته به “تو” میشود این جسم پر از عشق
چون شاعر دیوانه ی چشمان تو هستم

لبهای تو مانند دوبیتی قشنگی ست
من عاشق آن خنده و دندان تو هستم

هر یک مژه ات مثل غزلهای قشنگی ست
چون شیفته ی هر خط دیوان تو هستم

از سلسله ی موی تو شب هم شده عاشق
بیمار شده این دل و حیران تو هستم

بی جان شده ام در پی وصل رخ ماهت
با خنده ی خود جان بده ویران تو هستم 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۴)

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشممنت عشق از نگاه پر شرابت ...

یکی بود ....یکی نبود ... اونکه بود [تــو] بودی ... اونکه تو ...

همین دیشب تو پُر کردی ، خیالم را از آغوشتتنت را سفت چسبیدم ،...

من در آغوش تو آخرترک ایمان می کنمکافر خُم می شوم میخانه ویرا...

‍ نبودت رادوچشمم کرده قاب آهسته آهستهفتاده از رُخ ماهت نقاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط