اردو پارت
اردو پارت ۵
ویو ات:
+بله خیلی خوشحال شدم که دیدمتون میشه ولم کنید الان؟
ولم کرد و رفت یکم صبحانه خورد و سریع رفت
شب ویو کوک:
امروز با رئیس مافیای روسی ها دعوام شد اصلا اعصاب نداشتم رفتم خونه دیدم ات نشسته رو مبل و به صفحه سیاه تلویزیون خیره شده
_بیا اتاقم
+علیک سلام
_سلام
+باش
رفتم بالا یکم بعدش اومد تو اتاقم بدون در زدن
+ چته؟
ویو ات:
هی با قدمای آروم میومد سمتم هم یه قدم اون میومد جلو من یه قدم میرفتم عقب که خوردم به دیوار اومد دستاشو گذاشت دو طرفم که یهوووووو
ادامه دارد...
ویو ات:
+بله خیلی خوشحال شدم که دیدمتون میشه ولم کنید الان؟
ولم کرد و رفت یکم صبحانه خورد و سریع رفت
شب ویو کوک:
امروز با رئیس مافیای روسی ها دعوام شد اصلا اعصاب نداشتم رفتم خونه دیدم ات نشسته رو مبل و به صفحه سیاه تلویزیون خیره شده
_بیا اتاقم
+علیک سلام
_سلام
+باش
رفتم بالا یکم بعدش اومد تو اتاقم بدون در زدن
+ چته؟
ویو ات:
هی با قدمای آروم میومد سمتم هم یه قدم اون میومد جلو من یه قدم میرفتم عقب که خوردم به دیوار اومد دستاشو گذاشت دو طرفم که یهوووووو
ادامه دارد...
- ۸۶۵
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط