سال رویایی
سال رویایی
پارت ۶
سهمی: چون چی؟
سونگمین: هیچی بیخیال.
سهمی: بگو. (جدی)
سونگمین: نه...
[سهمی] سونگمین رفت و من اونجا تنها بودم. میخواستم برم اما سروکله دو نفر پیدا شد. یونجون بود، سوبین هم پیشش بود.
سهمی: (نیشخند) آهان قلدرای مدرسه بیکار شدن اومدن سراغ من. (پوزخند)
یونجون: میخوای جوری کتکت بزنم که به پام بیوفتی؟ (عصبانی)
سهمی: آخی فسقلی بهت بر خورد (نیشخند)
سوبین: خفه شو (عصبانی)
سهمی: وای ترسیدم. (تمسخرآمیز)
[سهمی] اومدم برم اما یونجون دستم رو گرفت و محکم منو زد به دیوار.
سهمی: هوی وحشی چه مرگته؟
یونجون: خودت میخواستی اینجوری بشه. (نیشخند)
[سهمی] میخواستم برم رو مخش اما سروکلهی یهسری آدم پیدا شد. نگاهشون کردم.
سهمی: نکنه اینا هم زیر دستاتن.
یونجون: ببند دهنتو.
[سهمی] سوبین و یونجون سریع رفتن جلوشون و...
امیوارم خوب باشه~😅
پارت ۶
سهمی: چون چی؟
سونگمین: هیچی بیخیال.
سهمی: بگو. (جدی)
سونگمین: نه...
[سهمی] سونگمین رفت و من اونجا تنها بودم. میخواستم برم اما سروکله دو نفر پیدا شد. یونجون بود، سوبین هم پیشش بود.
سهمی: (نیشخند) آهان قلدرای مدرسه بیکار شدن اومدن سراغ من. (پوزخند)
یونجون: میخوای جوری کتکت بزنم که به پام بیوفتی؟ (عصبانی)
سهمی: آخی فسقلی بهت بر خورد (نیشخند)
سوبین: خفه شو (عصبانی)
سهمی: وای ترسیدم. (تمسخرآمیز)
[سهمی] اومدم برم اما یونجون دستم رو گرفت و محکم منو زد به دیوار.
سهمی: هوی وحشی چه مرگته؟
یونجون: خودت میخواستی اینجوری بشه. (نیشخند)
[سهمی] میخواستم برم رو مخش اما سروکلهی یهسری آدم پیدا شد. نگاهشون کردم.
سهمی: نکنه اینا هم زیر دستاتن.
یونجون: ببند دهنتو.
[سهمی] سوبین و یونجون سریع رفتن جلوشون و...
امیوارم خوب باشه~😅
- ۱.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط