سال رویایی
سال رویایی
پارت ۵
دانشآموز انتقالی: سلام بچهها. من کیم سونگمین هستم. امیدوارم باهم کنار بیایم.
سهمی: چجوری؟ سونگمین که...
[سهمی] اومد و کیفش رو روی صندلی کنارم گذاشت و نشست. بهم نگاه کرد.
سونگمین: سلام.
سهمی: سلام. اوپ...
سونگمین: هیششش
سهمی: چرا؟
سونگمین: بعدش بهت میگم.
سهمی: باشه.
[سهمی] همش توی فکر بودم، که اون چرا اینجاست. اون ۲۴ سالشه. خیلی عجیب بود. منتظر بودم زنگ بخوره تا بهم بگه.
[سهمی] زنگ خورد. رفتم پیشش.
سهمی: تو چرا اینجایی؟
[سهمی] سونگمین دستم رو گرفت و من رو برد جایی که کسی نباشه.
سونگمین: این باید راز باشه.
سهمی: چی؟
سونگمین: اینکه من چند سالمه و حتی اینجا بهم نگو اوپا.
سهمی: خب دلیلت برای اینکار چیه؟
سونگمین: چون...
چطور بود؟؟😅
پارت ۵
دانشآموز انتقالی: سلام بچهها. من کیم سونگمین هستم. امیدوارم باهم کنار بیایم.
سهمی: چجوری؟ سونگمین که...
[سهمی] اومد و کیفش رو روی صندلی کنارم گذاشت و نشست. بهم نگاه کرد.
سونگمین: سلام.
سهمی: سلام. اوپ...
سونگمین: هیششش
سهمی: چرا؟
سونگمین: بعدش بهت میگم.
سهمی: باشه.
[سهمی] همش توی فکر بودم، که اون چرا اینجاست. اون ۲۴ سالشه. خیلی عجیب بود. منتظر بودم زنگ بخوره تا بهم بگه.
[سهمی] زنگ خورد. رفتم پیشش.
سهمی: تو چرا اینجایی؟
[سهمی] سونگمین دستم رو گرفت و من رو برد جایی که کسی نباشه.
سونگمین: این باید راز باشه.
سهمی: چی؟
سونگمین: اینکه من چند سالمه و حتی اینجا بهم نگو اوپا.
سهمی: خب دلیلت برای اینکار چیه؟
سونگمین: چون...
چطور بود؟؟😅
- ۱.۱k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط