{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگترين شکست زندگيم زماني بود که....توي دانشگاه سر جلسه

بزرگترين شکست زندگيم زماني بود که....توي دانشگاه سر جلسه امتحان استاد اومد بالاسرم ي نگاه مظلومانه بهش انداختم...گفتم
استاد شما رو ب خدا يک کمکي بکنيد...
استاد هم ي لبخند زد..بعد دست کرد توي جيب شلوارش ي پونصد تومني گذاشت روي برگه ام
يعني شکستي که از اون روز توي زندگيم خوردم هيتلر از متفقين شرق و غرب نخورد
دیدگاه ها (۱)

نمازجماعت

اصفهانیه مرغش میمیره گریه میکرد،دوستش میگه من بابام مرد ایقد...

لره میخاست مسیحی بشه پدر روحانی بهش میگه شرطش اینه که گوشت و...

سکوت گورستان رامیشنوى؟دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد ...

part 6ته : پس من یکی رو میفرستم که سرنخ هایی جمع کنهکوک : با...

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که....توی دانشگاه سر جلسه امت...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که....توی دانشگاه سر جلسه امت...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که....توی دانشگاه سر جلسه امت...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود کهتوی دانشگاه سر جلسه امتحان ...

بزرگترین شکست زندگیم ...زمانی بود که ...توی دانشگاه سر جلسه ...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که توی دانشگاه سر جلسه امتحان...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که توی دانشگاه سر جلسه امتحان...

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که توی دانشگاه سر جلسه امتحان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط