بزرگترين شکست زندگيم زماني بود که....توي دانشگاه سر جلسه
بزرگترين شکست زندگيم زماني بود که....توي دانشگاه سر جلسه امتحان استاد اومد بالاسرم ي نگاه مظلومانه بهش انداختم...گفتم
استاد شما رو ب خدا يک کمکي بکنيد...
استاد هم ي لبخند زد..بعد دست کرد توي جيب شلوارش ي پونصد تومني گذاشت روي برگه ام
يعني شکستي که از اون روز توي زندگيم خوردم هيتلر از متفقين شرق و غرب نخورد
استاد شما رو ب خدا يک کمکي بکنيد...
استاد هم ي لبخند زد..بعد دست کرد توي جيب شلوارش ي پونصد تومني گذاشت روي برگه ام
يعني شکستي که از اون روز توي زندگيم خوردم هيتلر از متفقين شرق و غرب نخورد
- ۱.۷k
- ۱۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط