{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گله ای کردم و از یک گله بیگانه شدی

گله ای کردم و از یک گله بیگانه شدی

آشنایا ! گله دارم ز تو چندان که مپرس


#شهریار
دیدگاه ها (۳)

کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتابشبنم زلف تو را نوشم و خواب...

و گنجشکی که سال ها بر سیم برق نشسته از شاخه های درخت می ترسد...

#بفرست_براش در دلم دردیست از تو پنهان که مپرستنگ آمده چندان ...

🗣ای شاخه ی پر گله قشنگم چرا تو رو میبینم سرخ میشه رنگم،آهنگش...

نالم از دست تو ایناله که تاثیر نکردیگر چه او کرد دل ازسنگ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط