{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن
آتش بزن بر پیکرم با بوسه ات شمخانه کن

چشمت چه زیبا می رود در عمق جانم تا ابد
این قلب بیمار مرا با شعله ای پروانه کن

دیدی که اشکم می دود فریاد مستی می زند
گیسوی زیبایت دمی بگشا و چون پیمانه کن

یک غنچه از لبخند تو باغی به دل می آورد
با عشوه ای جانا بیا جان مرا گلخانه کن

باید شبی صد گریه رابر گونه ام رسوا کنم
سر را بزن بر شانه ام دیگر مرا دیوانه کن

دیوانه گشتم سوختم چشمم به چشمت دوختم
بر اشک چشمانم بیا یک بوسه ی جانانه کن

شمعی شدم افروختم بی خانه گشتم سوختم
دیدگاه ها (۱)

.

.

یک غزل آورده ام ، یک بوسه جایش میدهی ...بوسه ای کشدار و طولا...

.

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

نرگس خواهم که بر زلفت زلفت زلفت هردم زنم شانه هردم زنم شان...

مست و شیدا کن مرا دیوانه امجز تو با خلقِ خدا بیگانه امخونِ د...

کام از هجر لبت، بر لب پیمانه زدمقفل آهن بشکستم، ره میخانه زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط