دراغوششیطان

#در_اغوش_شیطان

پارت 8

تهیونگ

( تهیونگ + کوک _ دیوید « جین / شوگا ^ )

با کوک وارد باری شدیم که محل قرارمون با دیوید بود وارد که شدیم بوی الکل به مشامم خورد سعی کردم حالت خیلی سردی داشته باشم
داشتم میرفتیم سمت جایی که دیوید گفته بود بیایم
چشمای خیره ای رو روی خودم حس کردم یه نگاه کوچیک انداختم یه دختر بود که داشت خیره نگاهم میکرد
اینم حتما یه دختر رو مخ دیگس
رفتیم به سمت میز دیوید
دیوید نشسته بود و داشت مشروب میخورد یه نگاهی بهش انداختم رفتم صندلی رو کشیدم عقب و روش نشستم بعد از من کوک و بقیه هم نشستن

« هی چخبر رفیق؟

با خنده بهم نگاه می کرد حالم ازش بهم خورد
با سرد ترین لحن ممکن بهش گفتم

+ خفه شو

بعدشم شروع کردیم به حرف زدن و من به بقیه علامت دادم که کی قراره این دیوید خانو بکشیم

( چندین مین بعد.... )

موقعش رسید
بخند دیوید جان که امروز اخرین روز زندگیته

( ۱۸۰ بشیم پارت بعدی رو میذارم )
دیدگاه ها (۰)

بگو چرا اینقدر عاشق الهه مرگم بهتره جلوی الهه مرگ شارلوت زان...

#در_اغوش_شیطان پارت 7تهیونگ ( ته + کوک _ )امروز واقعا روز خس...

160 تایی شدمون مبارککک😭🦋

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط