آیا نفرت ماندگار خواهد بود
آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۷۴
(ویو نیلسو )=از خونه خارج شدیم و سوار ماشین شدیم......
بعد مدتی رسیدمو لنا ، تهیونگ ، جی وو ، جیمین وارد شدن....
قبل وارد شدنم جونگ کوک جلومو گرفت و گفت:
_"پیش خودم باش...جایی نرو...با کسیم حرف نزن..تکرار میکنم هیچکس."
چشمی گفتمو دستمو گرفت.
وارد بار شدیم که جونگ کوک دوستاشو دید و به سمت شون رفت ، من هم کنار لنا نشستم...
کمی گذشت که لنا سر گوشم گفت:
_"نیلسو این ویسکی رو بخور که جونگ کوک و تهیونگ بیان نمیزارن بخوری."
سری تکون دادمو کل لیوان ش.ر.ا.ب خوری رو سر کشیدم...
..............
تهیونگ و جونگ کوک هم بعد ساعتی اومدن...
آهنگی شیک و برای قر دادن بخش شد..
جونگ کوک بلند شد که دست بزنه و منم بلند شدم....
مست بودمو هیچی حس نمیکردم و شروع به رقصیدن و شیک زدن کردم.....
حدودن جایی که نشسته بودیم وسط بود و نگاه های کل زن ها و مرد هایی که توی بار بودن روی من بود...
.............
(ویو جونگ کوک)= با شک داشتم به رقصیدن و شیک زدن های نیلسو نگاه میکردم که سرمو چرخوندم و روی همه چرخوندم....
ولی اون مرد ها با چشم های ه.ی.ز شون بهش نگاه میکردن و میخندیدن.....
و لیوان ش.ر.ا.ب شون رو سر میکشیدن...
تهیونگ هم از این حرکات نیلسو شوکه بود..
جی وو هم جوری به نیلسو نگاه میکرد که انگار آدم ندیده بود....
اهنگ قطع شدو سعی کردم اعصبانیتم رو کنترل کنم برای همین رفتم سرویس بهداشتی و دست و آبی به صورتم زدم...
از سرویس که برگشتم با صحنه ای که دیدم خشمم صد برابر شد.....
تهیونگ و جیمین داشتن چند پسر رو میزدن و یکیشون نزدیک نیلسو بود...
به سمتش حمله کردم و تا میتونستم بهش مشت و سیلی زدم...
شرط = ۳۵۰ لایک ، ۱۲۰ بازنشر
پارت ۷۴
(ویو نیلسو )=از خونه خارج شدیم و سوار ماشین شدیم......
بعد مدتی رسیدمو لنا ، تهیونگ ، جی وو ، جیمین وارد شدن....
قبل وارد شدنم جونگ کوک جلومو گرفت و گفت:
_"پیش خودم باش...جایی نرو...با کسیم حرف نزن..تکرار میکنم هیچکس."
چشمی گفتمو دستمو گرفت.
وارد بار شدیم که جونگ کوک دوستاشو دید و به سمت شون رفت ، من هم کنار لنا نشستم...
کمی گذشت که لنا سر گوشم گفت:
_"نیلسو این ویسکی رو بخور که جونگ کوک و تهیونگ بیان نمیزارن بخوری."
سری تکون دادمو کل لیوان ش.ر.ا.ب خوری رو سر کشیدم...
..............
تهیونگ و جونگ کوک هم بعد ساعتی اومدن...
آهنگی شیک و برای قر دادن بخش شد..
جونگ کوک بلند شد که دست بزنه و منم بلند شدم....
مست بودمو هیچی حس نمیکردم و شروع به رقصیدن و شیک زدن کردم.....
حدودن جایی که نشسته بودیم وسط بود و نگاه های کل زن ها و مرد هایی که توی بار بودن روی من بود...
.............
(ویو جونگ کوک)= با شک داشتم به رقصیدن و شیک زدن های نیلسو نگاه میکردم که سرمو چرخوندم و روی همه چرخوندم....
ولی اون مرد ها با چشم های ه.ی.ز شون بهش نگاه میکردن و میخندیدن.....
و لیوان ش.ر.ا.ب شون رو سر میکشیدن...
تهیونگ هم از این حرکات نیلسو شوکه بود..
جی وو هم جوری به نیلسو نگاه میکرد که انگار آدم ندیده بود....
اهنگ قطع شدو سعی کردم اعصبانیتم رو کنترل کنم برای همین رفتم سرویس بهداشتی و دست و آبی به صورتم زدم...
از سرویس که برگشتم با صحنه ای که دیدم خشمم صد برابر شد.....
تهیونگ و جیمین داشتن چند پسر رو میزدن و یکیشون نزدیک نیلسو بود...
به سمتش حمله کردم و تا میتونستم بهش مشت و سیلی زدم...
شرط = ۳۵۰ لایک ، ۱۲۰ بازنشر
- ۲۱.۹k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط