{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال رویایی

سال رویایی
پارت ۱۲

سه‌می: من کجام؟ اینجا کجاست؟ چرا دستام بسته‌ست؟ (ترس و تعجب)

ناشناس: پس تو بیدار شدی؟

[سه‌می] سعی کردم قیافه‌اش رو ببینم اما نمیتونستم. نور پشت سرش زیاد بود.

سه‌می: این نورو کم کن. تو کی هستی؟

[سه‌می] به من نزدیکتر شد.

ناشناس: منم یونجون. حالا فهمیدی تو برام هیچی نیستی.

سه‌می: الان فکر میکنی اگر منو اینجوری گروگان بگیری به جایی میرسی؟

یونجون: ببند دهنتو جوجه.

سه‌می:(خنده) ببخشید. جوجه گفتنت خنده‌دار بود.

سوبین: بزنم بکشمش. (عصبانی)

یونجون: نه ولش کن. این فایده نداره. باید یه‌کار دیگه بکنیم.

سه‌می: فقط دارین اعصابمو خورد میکنین.

یونجون: نکنه کسی هست پشتت که انقدر مغروری به خودت.

[سه‌می] فکرش کردم. من کسی رو ندارم، نه مامان و نه بابا.

سه‌می: نه مگه خودم چمه؟

یونجون: باشه رییس، اصلا بیخیال (نیشخند)

سه‌می: واقعا که از همه‌ی قلدرا حالم بهم میخوره.


خوب بود؟؟😅
دیدگاه ها (۱)

سال رویاییپارت ۱۳[سونگمین] رفتم توی کلاس. معلم اومد. حضور و ...

سال رویاییپارت ۱۴هان: کجا؟سونگمین: یونجون و سوبین. احتمالا ا...

سال رویاییپارت ۱۱[سونگمین] زنگ خونه خورد. سریع کیفم رو برداش...

سال رویاییپارت ۱۰[سونگمین] هرکدوم رفتیم سمت کلاس‌هامون. منم ...

بابایی{طایع قوانین ویسگون}-بابایی میشه لطفا به خاطر من غذاتو...

پارت ۱۱ویو تهفکرشم نمیکردم که ات انقد توی اون لباس جذاب و خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط