سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۱
[سونگمین] زنگ خونه خورد. سریع کیفم رو برداشتم. از کلاس رفتم بیرون. سر راه به استاد بر خوردم.
ههاین: بچه جون با این سرعت کجا داری میری؟ (خنده)
سونگمین: اممم خونه دیگه. (لبخند) خب خدافظ.
ههاین: خدافظ
[سونگمین] دیگه نزدیک خونه بودم. رسیدم به خونش. چند بار زنگ خونش رو زدم، اما جواب نداد. برای همین به گوشیش زنگ زدم. بازم جواب نداد.
سونگمین: کجاست این دختره (عصبانی)
[سونگمین] رفتم پیش بقیه.
سونگمین: سلام. من برگشتم.
چان: کجا بودی؟
سونگمین: رفته بودم دنبال سهمی.
چان: چرا؟
سونگمین: امروز غایب بود. دیروزم یهویی غیبش زد. نه جواب گوشیش رو میده و نه اینکه توی خونه بود.
چان: عجیبه.
هان: چخبره؟
چان: بچه ها قضیه داره عجیب میشه.
[سونگمین] اعضا رو جمع کردم و قضیه رو بهشون توضیح دادم.
خب چطوری بود؟؟😅
پارت ۱۱
[سونگمین] زنگ خونه خورد. سریع کیفم رو برداشتم. از کلاس رفتم بیرون. سر راه به استاد بر خوردم.
ههاین: بچه جون با این سرعت کجا داری میری؟ (خنده)
سونگمین: اممم خونه دیگه. (لبخند) خب خدافظ.
ههاین: خدافظ
[سونگمین] دیگه نزدیک خونه بودم. رسیدم به خونش. چند بار زنگ خونش رو زدم، اما جواب نداد. برای همین به گوشیش زنگ زدم. بازم جواب نداد.
سونگمین: کجاست این دختره (عصبانی)
[سونگمین] رفتم پیش بقیه.
سونگمین: سلام. من برگشتم.
چان: کجا بودی؟
سونگمین: رفته بودم دنبال سهمی.
چان: چرا؟
سونگمین: امروز غایب بود. دیروزم یهویی غیبش زد. نه جواب گوشیش رو میده و نه اینکه توی خونه بود.
چان: عجیبه.
هان: چخبره؟
چان: بچه ها قضیه داره عجیب میشه.
[سونگمین] اعضا رو جمع کردم و قضیه رو بهشون توضیح دادم.
خب چطوری بود؟؟😅
- ۱.۶k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط