بچه ها من الان متوجه شدم پارت رو نذاشتم
بچه ها من الان متوجه شدم پارت ۱۵ رو نذاشتم😭
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love¹⁵
- جوجههه... نگاه کن... اون هیولههه... خیلی شبیهه معلم ادبیاتتونههه... همون که همیشه داد میزنههه...
+ *زدیم زیر خنده* وای نهههه، چرا راست میگی؟؟؟ قیافهش دقیقا همونهههه!
- ببین ببین... اومد... اَه چقد زشتهههه...
+ تو از همهش بیشتر میترسی، ولی ادعا داری *با انگشت هلش میدادم عقب روی مبل*
- اَه نکننن... گیج شدممم...
+ خب طبیعییه... سه تا سوجو خوردیم...
- تو بیشتر خوردی...
+ من قویترم... بچه کوچولو تویی...
- جوجههه؟؟
+ جان؟
- بیا اینجا...
*دستش رو دراز کرد. منم آروم نزدیکش رفتم و تکیه دادم به شونهش. بوی سوجو و پرفیومش قاطی شده بود و یه حس گرم و عجیبی داشت.*
- خیلی خوبه که اینجام... کنارت...
+ خب معلومه که خوبه...
- جوجههه؟
+ بله؟
- تو چرا انقد نزدیک نشستی؟
+ تو گفتی بیا اینجا...
- من مست بودممم... الانم هستم... ولی بازم بیا نزدیکتر...
+ *بهش چپ نگاه کردم* اولین باره میبینم مستی ولی فهمیدم تو خیلی پررویی وقتی مستی...
- آرههه... و تو مشکلی نداری
+ هیس... فیلمو نگاه کن..
- نههههه.... تو رو نگاه میکنم... فیلم ترسناکههه... تو بامزهای...
+ بامزه؟؟ من؟؟؟ تو واقعا شبیه بچه هایی وقتی مستی
- آره... بامزهترین آدم این خونهای...
+ معلومه...چون تو آدم حساب نمیشی...
- وایــــــسااااا... بیاد یادم کِی گفت تو خیلی گوگولی هستی؟؟؟
+ دروغ بوووود...
- نههههه.. خودت گفتی... *با خنده سرش رو روی شونهام گذاشت* جوجهی گوگولی...
+ خفه شووو... بذار فیلمو ببینیم...
- خیلی خب... ولی یه شرط...
+ چی؟
- سرمو نذارم روی پاهات؟
+ *ابرو بالا بردم* تو چته دقیقا؟
- خب راحت تره... خسته شدم... مستم... خمارم... گیجم...
+ باشه... بیا... فقط غر نزن...
*سرش رو گذاشت روی پام. موهاش توی انگشتام گیر کرد. یه لحظه مکث کرد و نفس عمیقی کشید.*
- آآآه... این خیلی خوبه
+ راحت باش...
- هستم... خیلی هم هستم...
*ده دقیقه گذشت و فیلم به اوج ترسش رسید. یه دفعه صدای تیز و بلندی از تلویزیون پخش شد.*
- آآآآآآه لعنتیییییی!!! *پرید بالا*
+ *از خنده در حال مرگ* خخخخخخخ چتهههههه؟؟؟
- خیلییی ترسناک بودد... فیلم بددد
+ بیا بشین اینجا... من که میدونستم تو میترسی...
- نمیترسمممم... فقط... غافلگیر شدم
+ اوهوم...اوهوم...غافلگیر شدی... بچه کوچولو
- جوجه؟؟
+ چـــی؟
- *نزدیکتر میشه* یه کاری میخوام بکنم...
+ الان؟؟ تو این وضعیت؟؟
- آره...
+ چی کار...
- *آروم لپم رو بوس کرد و عقب رفت* همین.
+ وایــــسااا... چرا یهو؟؟
- نمیدونم... حس کردم... مستم دیگههه..
+ خب..
- خب چی؟؟
+ هیچی.. ادامه بده فیلمو ببینیم...
- *با لبخند شیطنتآمیز* باشه جوجه. ولی این دفعه... کنارم بمون.
+ هستم. کجام برم؟
- همینو میخواستم.
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love¹⁵
- جوجههه... نگاه کن... اون هیولههه... خیلی شبیهه معلم ادبیاتتونههه... همون که همیشه داد میزنههه...
+ *زدیم زیر خنده* وای نهههه، چرا راست میگی؟؟؟ قیافهش دقیقا همونهههه!
- ببین ببین... اومد... اَه چقد زشتهههه...
+ تو از همهش بیشتر میترسی، ولی ادعا داری *با انگشت هلش میدادم عقب روی مبل*
- اَه نکننن... گیج شدممم...
+ خب طبیعییه... سه تا سوجو خوردیم...
- تو بیشتر خوردی...
+ من قویترم... بچه کوچولو تویی...
- جوجههه؟؟
+ جان؟
- بیا اینجا...
*دستش رو دراز کرد. منم آروم نزدیکش رفتم و تکیه دادم به شونهش. بوی سوجو و پرفیومش قاطی شده بود و یه حس گرم و عجیبی داشت.*
- خیلی خوبه که اینجام... کنارت...
+ خب معلومه که خوبه...
- جوجههه؟
+ بله؟
- تو چرا انقد نزدیک نشستی؟
+ تو گفتی بیا اینجا...
- من مست بودممم... الانم هستم... ولی بازم بیا نزدیکتر...
+ *بهش چپ نگاه کردم* اولین باره میبینم مستی ولی فهمیدم تو خیلی پررویی وقتی مستی...
- آرههه... و تو مشکلی نداری
+ هیس... فیلمو نگاه کن..
- نههههه.... تو رو نگاه میکنم... فیلم ترسناکههه... تو بامزهای...
+ بامزه؟؟ من؟؟؟ تو واقعا شبیه بچه هایی وقتی مستی
- آره... بامزهترین آدم این خونهای...
+ معلومه...چون تو آدم حساب نمیشی...
- وایــــــسااااا... بیاد یادم کِی گفت تو خیلی گوگولی هستی؟؟؟
+ دروغ بوووود...
- نههههه.. خودت گفتی... *با خنده سرش رو روی شونهام گذاشت* جوجهی گوگولی...
+ خفه شووو... بذار فیلمو ببینیم...
- خیلی خب... ولی یه شرط...
+ چی؟
- سرمو نذارم روی پاهات؟
+ *ابرو بالا بردم* تو چته دقیقا؟
- خب راحت تره... خسته شدم... مستم... خمارم... گیجم...
+ باشه... بیا... فقط غر نزن...
*سرش رو گذاشت روی پام. موهاش توی انگشتام گیر کرد. یه لحظه مکث کرد و نفس عمیقی کشید.*
- آآآه... این خیلی خوبه
+ راحت باش...
- هستم... خیلی هم هستم...
*ده دقیقه گذشت و فیلم به اوج ترسش رسید. یه دفعه صدای تیز و بلندی از تلویزیون پخش شد.*
- آآآآآآه لعنتیییییی!!! *پرید بالا*
+ *از خنده در حال مرگ* خخخخخخخ چتهههههه؟؟؟
- خیلییی ترسناک بودد... فیلم بددد
+ بیا بشین اینجا... من که میدونستم تو میترسی...
- نمیترسمممم... فقط... غافلگیر شدم
+ اوهوم...اوهوم...غافلگیر شدی... بچه کوچولو
- جوجه؟؟
+ چـــی؟
- *نزدیکتر میشه* یه کاری میخوام بکنم...
+ الان؟؟ تو این وضعیت؟؟
- آره...
+ چی کار...
- *آروم لپم رو بوس کرد و عقب رفت* همین.
+ وایــــسااا... چرا یهو؟؟
- نمیدونم... حس کردم... مستم دیگههه..
+ خب..
- خب چی؟؟
+ هیچی.. ادامه بده فیلمو ببینیم...
- *با لبخند شیطنتآمیز* باشه جوجه. ولی این دفعه... کنارم بمون.
+ هستم. کجام برم؟
- همینو میخواستم.
- ۹۹۰
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط