تو را در خواب میبینم ، امان از دسـتِ بینایــی

تو را در خواب میبینم ، امان از دسـتِ بینایــی
به کوری مبتلا گشتم ، تــو یوسف من زلیخایی

به عقلم خـــوب خندیدم ، ندارد بیـــم رسوایی
که این دیوانه فهمیده ، دمــــی دارم مسیحایی

منم عاشق منم مجنون، تویی تفسیر لالایــــــی
منم فرهاد ای شیرین، حواست هست؟اینجایی؟!

نشستم شعر نوشیـدم ، جدایـ ــی باز تنهایــــی
حواسم نیست ای بابا! دو فنجان ریختم چایی
دیدگاه ها (۱)

💕 منم عاشق منم مجنون ، توییتفسیر لالاییمنم فرهاد ای شیرین،حو...

ی شب بارونی بود نشسته بودیم پشت پنجره ... با دوتا استکان ، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط