میوکاردیت

میوکاردیت
چندپارتی یونمین/پارت 1
ویو راوی :
《بعد از پارک کردن ماشینش رفت تا کلید رو توی در بندازه و بعد از یه روز طولانی برگرده به تخت گرم و نرمش . در خونه رو باز کرد . سرش رو با دستش خاروند و با جمله "جیمینی کجایی؟" درو بست .. تا منتظر جیمین بمونه رفت توی آشپز خونه یکم آب بخوره .. که با یه برگه رو به رو شد "امشب خونه نیستم [جیمین]" این چیزی نبود که بخواد بعد از یه روز طولانی ببینه بار ها و بار ها گفته بود که دلش نمیخواد جیمین تنها بیرون بره . اونم این موقع شب . میتونست حدس بزنه جیمین کجا رفته .. دو سه باری هم همونجا پیداش کرد . دوستای جیمین همشون یه مشت ارازل و اوباشن که هیچ اعتمادی بهشون نیست ... شیشهی اب رو گذاشت رو میز اون برگه رو برداشت و دوباره از خونه زد بیرون . به طرف همون محلی که دعا میکرد جیمین اونجا نباشه میرفت》
ویو اتاق شماره 56 :
《اینجا همونجایی بود که جیمین و دوستاش رفته بودن ؟ گیبار ؟ یکی از اون بچه تازه متوجه شده بود که گرایشش به پسراست و به بقیه گفته بود که از یکی خوشش میاد و اون بیشتر موقع ها توی همین گی باره .. جیمین و بقیه اینبار واسه کمک به دوستشون رفتن (البته که بیشتر مسخربازی دراوردن تا کمک) . روی میزشون از هرچی بگی بود . پودر سفیدی گوشه گوشهی میز پیدا میشد و انواع الکل هارو داشتن . جیمین با اینکه خیلی دلش میخواست ولی بخاطر مشکل قلبی که داشت نمیتونست بخوره . ولی با خودش گفت یذره به جایی بر نمیخوره .... همه مست بودن جیمین کمتر از بقیه . درو اتاق رو باز گذاشتن و به دوستشون که چطوری برای یه رابطه پا پیش میزاره نگاه میکردن . و دور هم از خوشحالیه اینکه دوستشون از سینگلی خلاص شد میخندیدن ... همه چیز خوب بود تا اینکه یهو دوستشون غیب شد》
×هی پس کجا رفت ؟؟
=نمیدونم همین الان اینجا بود .
《همینطور دور هم بحث میکردن . تا اینکه بلخره اون پسر گمشده به اتاق 56 برگشت . جای رد خون کمرنگی پایین بینیش بود که زیر نور بنفش گیبار زیاد دیده نمیشد .. با لحن کمی لرزون رو به جیمین شد و ادامه داد》
هی جیمینی یه نفر اون بیرون کارت داره
《جیمین یه لحظه نفسش گرفت ترس به سراغش اومد . میدونست اون کیه . و میدونست که اصلا دلش نمیخواد جیمین رو اینجا ببینه》
جیمین : آ باشه من دیگه میرم منتطر نباشید
ادامه دارد
《درخواستی یه خانومی باشه ؟[خودم بهتون گفتم موضوع بدین👺] به هرحال اگه دوسش دارین بگین ادانه بدم 》
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
میوکاردیت
چندپارتی یونمین/پارت 1
ویو راوی :
《بعد از پارک کردن ماشینش رفت تا کلید رو توی در بندازه و بعد از یه روز طولانی برگرده به تخت گرم و نرمش . در خونه رو باز کرد . سرش رو با دستش خاروند و با جمله "جیمینی کجایی؟" درو بست .. تا منتظر جیمین بمونه رفت توی آشپز خونه یکم آب بخوره .. که با یه برگه رو به رو شد "امشب خونه نیستم [جیمین]" این چیزی نبود که بخواد بعد از یه روز طولانی ببینه بار ها و بار ها گفته بود که دلش نمیخواد جیمین تنها بیرون بره . اونم این موقع شب . میتونست حدس بزنه جیمین کجا رفته .. دو سه باری هم همونجا پیداش کرد . دوستای جیمین همشون یه مشت ارازل و اوباشن که هیچ اعتمادی بهشون نیست ... شیشهی اب رو گذاشت رو میز اون برگه رو برداشت و دوباره از خونه زد بیرون . به طرف همون محلی که دعا میکرد جیمین اونجا نباشه میرفت》
ویو اتاق شماره 56 :
《اینجا همونجایی بود که جیمین و دوستاش رفته بودن ؟ گیبار ؟ یکی از اون بچه تازه متوجه شده بود که گرایشش به پسراست و به بقیه گفته بود که از یکی خوشش میاد و اون بیشتر موقع ها توی همین گی باره .. جیمین و بقیه اینبار واسه کمک به دوستشون رفتن (البته که بیشتر مسخربازی دراوردن تا کمک) . روی میزشون از هرچی بگی بود . پودر سفیدی گوشه گوشهی میز پیدا میشد و انواع الکل هارو داشتن . جیمین با اینکه خیلی دلش میخواست ولی بخاطر مشکل قلبی که داشت نمیتونست بخوره . ولی با خودش گفت یذره به جایی بر نمیخوره .... همه مست بودن جیمین کمتر از بقیه . درو اتاق رو باز گذاشتن و به دوستشون که چطوری برای یه رابطه پا پیش میزاره نگاه میکردن . و دور هم از خوشحالیه اینکه دوستشون از سینگلی خلاص شد میخندیدن ... همه چیز خوب بود تا اینکه یهو دوستشون غیب شد》
×هی پس کجا رفت ؟؟
=نمیدونم همین الان اینجا بود .
《همینطور دور هم بحث میکردن . تا اینکه بلخره اون پسر گمشده به اتاق 56 برگشت . جای رد خون کمرنگی پایین بینیش بود که زیر نور بنفش گیبار زیاد دیده نمیشد .. با لحن کمی لرزون رو به جیمین شد و ادامه داد》
هی جیمینی یه نفر اون بیرون کارت داره
《جیمین یه لحظه نفسش گرفت ترس به سراغش اومد . میدونست اون کیه . و میدونست که اصلا دلش نمیخواد جیمین رو اینجا ببینه》
جیمین : آ باشه من دیگه میرم منتطر نباشید
ادامه دارد
《درخواستی یه خانومی باشه ؟[خودم بهتون گفتم موضوع بدین👺] به هرحال اگه دوسش دارین بگین ادانه بدم 》
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۴.۶k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط