میوکاردیت
میوکاردیت
چندپارتی یونمین/ پارت ۲
جیمین : آ باشه من میرم . برنمیگردم منتظر نباشید
《. از روی مبل بلند شد .کوله پشتیش رو برداشت و از دوستاش خداحافظی کرد . در اتاق بسته شد . و دوستاش به ادامه بحثشون رسیدن . نفسش رو بیرون داد و به وسط گیبار رفت همونجایی که غریبه و آشنا هر کدوم لیوانی دستشون گرفتن . گردنای کبودشون از همینجا معلوم بود . هیچ اعتمادی به هیچ کس نبود . و جیمین آروم از بینشون رد شد . رو به روی کسی قرار گرفت . که فقط با نگاهش باعث شد ضربان قلبش از ترس زیاد بشه با لحنی که سعی در مخفی کردن ترسش بود گفت》
جیمین : س-سلام .یونگی اینجا چیکار میکنی ؟
یونگی : شاید میخواستم یه بیبی بوی برای خودم پیدا کنم (خونسرد بود. هیچی توی لحن حرفاش معلوم نبود) و فکر کنم پیدا کردم ..
جیمین : ی-یونگی . من برای چیز دیگهای اومده بودم
یونگی : این بار چندمه توی گیبار پیدات میکنم ؟؟ هربار به یه بهونهای این دفعه میخوای چی سرهم کنی ؟
جیمین : این دفعه یکی از بچه از یکی خوشش اومده بود م-ماهم اومدیم کمک__
یونگی : (انگشتش رو روی لبای جیمین گذاشت و حرفشو قطع کرد) هیشششش . نمیخوانم بشنوم . خسته شدم انقدر بهونه تراشیدی (دست جیمین رو محکم گرفت و با شتاب از اونجا اومدن بیرون و سوار ماشین شدن) نکنه توهم کنارشون الکل خوردی ؟
جیمین : اوممم..... زیاد نه
یونگی : (چیزی نگفت فقط با عصبانیت نفسش رو بیرون داد و به ادامه رانندگی رسید . توی راه . هیچ بحثی باز نشد . تا اینکه به خونه رسیدن . جیمین خواست پیاده بشه . که یونگی در هارو قفل کرد) وایسا جیمینی ... نمیخوای ادامهی قصه های ساختگیتو بگی ؟
《این چند پارتی تموم شه و یه چندپارتی دیگه هم داریم بعدش ادامهی فیک تهکوک رو میزارم 》
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
چندپارتی یونمین/ پارت ۲
جیمین : آ باشه من میرم . برنمیگردم منتظر نباشید
《. از روی مبل بلند شد .کوله پشتیش رو برداشت و از دوستاش خداحافظی کرد . در اتاق بسته شد . و دوستاش به ادامه بحثشون رسیدن . نفسش رو بیرون داد و به وسط گیبار رفت همونجایی که غریبه و آشنا هر کدوم لیوانی دستشون گرفتن . گردنای کبودشون از همینجا معلوم بود . هیچ اعتمادی به هیچ کس نبود . و جیمین آروم از بینشون رد شد . رو به روی کسی قرار گرفت . که فقط با نگاهش باعث شد ضربان قلبش از ترس زیاد بشه با لحنی که سعی در مخفی کردن ترسش بود گفت》
جیمین : س-سلام .یونگی اینجا چیکار میکنی ؟
یونگی : شاید میخواستم یه بیبی بوی برای خودم پیدا کنم (خونسرد بود. هیچی توی لحن حرفاش معلوم نبود) و فکر کنم پیدا کردم ..
جیمین : ی-یونگی . من برای چیز دیگهای اومده بودم
یونگی : این بار چندمه توی گیبار پیدات میکنم ؟؟ هربار به یه بهونهای این دفعه میخوای چی سرهم کنی ؟
جیمین : این دفعه یکی از بچه از یکی خوشش اومده بود م-ماهم اومدیم کمک__
یونگی : (انگشتش رو روی لبای جیمین گذاشت و حرفشو قطع کرد) هیشششش . نمیخوانم بشنوم . خسته شدم انقدر بهونه تراشیدی (دست جیمین رو محکم گرفت و با شتاب از اونجا اومدن بیرون و سوار ماشین شدن) نکنه توهم کنارشون الکل خوردی ؟
جیمین : اوممم..... زیاد نه
یونگی : (چیزی نگفت فقط با عصبانیت نفسش رو بیرون داد و به ادامه رانندگی رسید . توی راه . هیچ بحثی باز نشد . تا اینکه به خونه رسیدن . جیمین خواست پیاده بشه . که یونگی در هارو قفل کرد) وایسا جیمینی ... نمیخوای ادامهی قصه های ساختگیتو بگی ؟
《این چند پارتی تموم شه و یه چندپارتی دیگه هم داریم بعدش ادامهی فیک تهکوک رو میزارم 》
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۵.۵k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط