Diamond or love
part =۹
ویو ایون
با خودم خیلی درگیر بودم به خونه که رسیدیم سریع به اتاق رفتم لپتاپم رو روشن کردم و فلش رو وصل کردم استرس داشتم چون طبق شنیده هام این الماس مثل الماسای ریگع نیست که بشه به راحتی بدستش آورد صحنه ای که باعث شد هم استرس بگیرم دکمه وارد رو زدم ولی با چیز عجیبی روبهرو شدم اون یه نوشته با دست خط میخی بود و خیلی پیچیده زود نرسا رو صدا کردم که بیاد وقتی اومد تمام اون کلمه ها و جمله هارو خوند و بهم گفت که این یه شعره و به زبان مصری میخی نوشته شدع !!خیلی هیجان زده بودم یعنی این یه رمزه نباید بزارم لین بدست اون جئونب رسه وگرنه حتما سریعتر از من دست بکار میشه با نرسا شروع کردیم به دسته بندی جمله ها ولی این چیزی نبود که بشه راحت معنیش کرد تنها چیزی که از کل اون ابیات فهمیدیم این بیت ها بود
*گل سرخ قرمز درخشان
داخل قلب تاریک من
مثل یه نور تابنده است
گل سرخ قرمز درخشان
داخل بوم من
مانند یک خورشید تابان است *
شعر زیباییه ولی پر رمزو راز فلش رو درآوردم و اول ازش یه پرینت گرفتم نرسا به اتاق خودش رفت ولی من به حرفای کوک فک میکردم یعنی چه نقشه ای دارع میخواد چیکار کنع
فردا قراره به بهزیستی سر بزنم و بعدش با یه دلال قرار دارم بهم گفته که میخواد باهام سر تاج الماسی که دارم قمار کنه از اینور فکر الماس خیلی مشوشم کرده از اینور فکر جئون که قراره چیکار کنع داره دیوونم میکنه طور یکه نمیتونم بخوابم
ویو صبح
دخترک با پوشیدن لباسی مناسب و گذاشتن ماسک روی صورتش به طرف در خروجی رفت به سمت خانه ای که بریا کودکان یتیم گرفته بود رفت تا بهشون سر بزنه
دیشب که نتونستم بخوابم فکر اینکه جیون حتما دنبال این فلش هس باید اون فلش رو نابود میکردم بخاطر همین اون فلش رو ذوب کردم از نرسا شنیدم که مدیر موزه اون کارکن رو اخراج کرده و الان ت بیمارستانه اونم فقط بخاطر یه الماس بهش حق میدم اون الماس چیزیه که میتونه هرکسی رو تحت کنترل خودش قرار بده
آیا این الماس باعث عشق میشه یا جدایی؟؟
خوب اینم از پارت جدید سرم کمی شروع بود ولی خب گذاشتم حمایت خیلی کم شده و شرطا نرسیده بود برای اینکه یکم انرژی بگیرم کام و لایک کنیدد
ویو ایون
با خودم خیلی درگیر بودم به خونه که رسیدیم سریع به اتاق رفتم لپتاپم رو روشن کردم و فلش رو وصل کردم استرس داشتم چون طبق شنیده هام این الماس مثل الماسای ریگع نیست که بشه به راحتی بدستش آورد صحنه ای که باعث شد هم استرس بگیرم دکمه وارد رو زدم ولی با چیز عجیبی روبهرو شدم اون یه نوشته با دست خط میخی بود و خیلی پیچیده زود نرسا رو صدا کردم که بیاد وقتی اومد تمام اون کلمه ها و جمله هارو خوند و بهم گفت که این یه شعره و به زبان مصری میخی نوشته شدع !!خیلی هیجان زده بودم یعنی این یه رمزه نباید بزارم لین بدست اون جئونب رسه وگرنه حتما سریعتر از من دست بکار میشه با نرسا شروع کردیم به دسته بندی جمله ها ولی این چیزی نبود که بشه راحت معنیش کرد تنها چیزی که از کل اون ابیات فهمیدیم این بیت ها بود
*گل سرخ قرمز درخشان
داخل قلب تاریک من
مثل یه نور تابنده است
گل سرخ قرمز درخشان
داخل بوم من
مانند یک خورشید تابان است *
شعر زیباییه ولی پر رمزو راز فلش رو درآوردم و اول ازش یه پرینت گرفتم نرسا به اتاق خودش رفت ولی من به حرفای کوک فک میکردم یعنی چه نقشه ای دارع میخواد چیکار کنع
فردا قراره به بهزیستی سر بزنم و بعدش با یه دلال قرار دارم بهم گفته که میخواد باهام سر تاج الماسی که دارم قمار کنه از اینور فکر الماس خیلی مشوشم کرده از اینور فکر جئون که قراره چیکار کنع داره دیوونم میکنه طور یکه نمیتونم بخوابم
ویو صبح
دخترک با پوشیدن لباسی مناسب و گذاشتن ماسک روی صورتش به طرف در خروجی رفت به سمت خانه ای که بریا کودکان یتیم گرفته بود رفت تا بهشون سر بزنه
دیشب که نتونستم بخوابم فکر اینکه جیون حتما دنبال این فلش هس باید اون فلش رو نابود میکردم بخاطر همین اون فلش رو ذوب کردم از نرسا شنیدم که مدیر موزه اون کارکن رو اخراج کرده و الان ت بیمارستانه اونم فقط بخاطر یه الماس بهش حق میدم اون الماس چیزیه که میتونه هرکسی رو تحت کنترل خودش قرار بده
آیا این الماس باعث عشق میشه یا جدایی؟؟
خوب اینم از پارت جدید سرم کمی شروع بود ولی خب گذاشتم حمایت خیلی کم شده و شرطا نرسیده بود برای اینکه یکم انرژی بگیرم کام و لایک کنیدد
- ۷.۳k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط