{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جین

چندشاتی جین

part ۳

پسر بلند شد ک لباسای بیرونشو پوشید..
از خونه رفت بیرون
سوار ماشین شد و به سمت فروشگاه رفت...

چندتا شکلات ، پاستیل، بابلتی،شیر کاکائو، شیر نارگیل،چیپس، پفک، لواشک، مارشمالو و کلی خوراکی دیگه خرید...

یه سرویس طلا گرون قیمت خرید.‌

چندتا عروسک هم خرید..

به خونه برگشت..

دختر توی آشپزخونه داشت غذا درست میکرد..

.-بانو

ات ویو

وقتی جین رفت، بلند شدم و شروع کردم به درست کردن رامیون... خب باهاش قهرم ، ۲ ساعت فقط نبودم خونه رو گند زد..‌
بعدم بهش میگم کمک کن میگه نه

همینطور داشتم غذا می‌پخت که در باز شد ک صدای جین اومد..

وارد شد و کلی پشمبا دستش بود

چشمام از تعجب گرد شد...

-چطوری زیبا..آخ دستم

وسایل رو گذاشت زمین

+ا..اینا مال منن؟!

-بله زیبارو

دختر با تعجب و خوشحالی لبخند زد

پسر رو محکم بغل کرد و مشمبا هارو باز کرد..

از خوشحالی نمی‌دونست چیکار کنه

+مرسی عشقممم

-حالا دیگه قهر نیستی؟

+نه نفسم...

لبخندی زد و دختر رو به بوسه دعوت کرد

the end.
دیدگاه ها (۲۱)

چندشاتی شوگاpart 1موضوع:دعوایی باشه و تو حامله ای یه جوری می...

چندشاتی شوگاpart2 پسر تعجب کرد...-ب..بچه؟×نمیدونستید؟-نه..×خ...

چندشاتی جینpart ۲+کوفت بابا تمیز کنپسر اخمی کرد و با لجبازی ...

چندشاتی جینpart 1کلید رو داخل قفل در چرخوند و کفشاش رو در آو...

I like this mistake.

I like this mistake.

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط