{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگی رادیدم

️گرگی رادیدم

بابره ای قدم میزد.
به گرگ گفتم چراشکارش نمیکنی
گفت هنوزدل نبستی که ببینی چه میکشم.
دیدگاه ها (۲)

‌ می خواهم با کسی برومکه دوستش دارم . . .نمی خواهم بهای همرا...

پشت زیباترین لبخندبیشترین رازها نهفته است؛زیباترین چشم بیشتر...

بعضی زخمها رو بایددرمان کنیتا بتونی به راهت ادامه بدی !ولی ب...

♏️قانون آدم هاست !تا زمانی که هستی آسوده اند از بودنتگاهی تن...

♪runaway♪نمی خواهم ادامه دهم. توانی ندارم. جانی برایم نمانده...

perinc life

رمان بغلی من پارت ۱۵۳و۱۵۴و۱۵۵و۱۵۶رضا: خوب من بعداً زنگ میزنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط