{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قمارسرنوشت

#قمار_سرنوشت
پارت³
لونا : تهیونگ میای بازی کنیم ( لونا ۱۰ سالشه و ته ۱۲ )
ته : نه الان باید مشقامو بنویسم
لونا : بیا دیگه
ته : گفتم نه
لونا : ای بابا تو هم که همیشه میگی نه
ته : هعی باشه حالا چه بازی
لونا : گرگم به هوا
ته : دو نفره آخه
لونا : نه جونگ کوک و جیهوپ و جیمینو
ته میپره وسط حرفش
ته : خیلی خب فهمید باشه بریم
لونا : آخ جون بریم بازی
میرن تو حیاط بازی
ته : گرفتمت تو گرگی
لونا : هعی وایسا الان میگیرمت
۱۰ سال بعد
ته : بیا پایین دیگه باهات بازی نمیکنم ها
لونا : بیام پایین که گرفتیم گرگ شدم
ته : سه ساعته رفتی بالا درخت خب من که نمیتونم بگیرمت
لونا : برو بقیه رو بگیر خب مگه فقط داری با من بازی میکنی
ته : یعنی چی همتون رفتید رو بلندی نتونم بگیرمتون باید بیاید پایین
تا ۱۰ میشمرم
1. 2. 3. 4. 5. 6. 7
لونا : عه یعنی چی جاده خدا
ته :
8. 9. 10
لونا از بالا درخت میپره پایین و می‌خواد فرار کنه که ته میگیردتش
ته : گرفتمت تو گرگی
اینو میگه و فرار میکنه
کوک : بچه ها بچه ها جونهو اومد ( همون چونگ جونهو )
همه سریع میرن سر کاراشون
جونهو : بیاید پایین ماموریت داریم
دیدگاه ها (۰)

#قمار_سرنوشت پارت²ویو پدر لونا باورم نمیشه چونگ گفت کل ثروتش...

#قمار_سرنوشت پارت¹( تهیونگ = ته )ویو ته : لونا دو سه روز بود...

فیک تهیونگ ~~عروس فراری پارت ۶~~

Part : 219چند دقیقه بعد حرف زدن تهیونگ و مامانشته : اوفف لعن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط