جیمین عومم اتفاقا تو راه که داشتم میومدم خریدم دهنش پره
21.
جیمین: عومم اتفاقا تو راه که داشتم میومدم خریدم (دهنش پره)
ات : عايش (زير لب)
ات: پس بریم قدم بزنیم؟
جیمین :قدم بزنیم؟!
ا.ت :عا آره ه هوا خیلی خوبه بریم قدم بزنیم (لبخند ضایع)
جیمین ا:حساس میکنم چیزی رو داری ازم مخفی میکنی (جدی )
ات : چی؟ چی میگی تو دیوونه ای خنده ضایع
جیمین :ثابت (جدی )
ات :هوم
جیمین :به من نگاه کن (جدی)
ا.ت:واسه چی باید به تو نگاه کنم حالا خیلی
جیمین: گفتم به من نگاه کن( عصبی و بلند )
ات:* بهش نگاه کرد.
جیمین:تو دوست پسر داری ؟ (جدی )
ات:نه
جيمين; نکته اوردیش خونه
ا.ت :میگم نه
جیمین: پس واسه چی انقدر اسرار داری از خونه برم بیرون ؟ چه غلطی داری میکنی تو این خونه؟
فکر نکن که مامانت مریض هستیش هر غلطی دلت خواست بکنی تو.......
ات: جیمین بست کن گفتم دوست پسر ندارم آخه کیو میخوام بیارم تو خونه
جیمین: پس واسه چی موقع حرف زدنت به چشام نگاه نمیکنی؟
ا.ت :چ چی (هول )
جیمین; از اون بچگی وقتی دروغ میگفتی به چشام نگاه نمیکردی ...
ا.ت :ن.نه راست میگم
جیدین :از کاناپه بلند شد و عصبی بهش نگاه کرد.
ا.ت:چته؟
جیمین: عومم اتفاقا تو راه که داشتم میومدم خریدم (دهنش پره)
ات : عايش (زير لب)
ات: پس بریم قدم بزنیم؟
جیمین :قدم بزنیم؟!
ا.ت :عا آره ه هوا خیلی خوبه بریم قدم بزنیم (لبخند ضایع)
جیمین ا:حساس میکنم چیزی رو داری ازم مخفی میکنی (جدی )
ات : چی؟ چی میگی تو دیوونه ای خنده ضایع
جیمین :ثابت (جدی )
ات :هوم
جیمین :به من نگاه کن (جدی)
ا.ت:واسه چی باید به تو نگاه کنم حالا خیلی
جیمین: گفتم به من نگاه کن( عصبی و بلند )
ات:* بهش نگاه کرد.
جیمین:تو دوست پسر داری ؟ (جدی )
ات:نه
جيمين; نکته اوردیش خونه
ا.ت :میگم نه
جیمین: پس واسه چی انقدر اسرار داری از خونه برم بیرون ؟ چه غلطی داری میکنی تو این خونه؟
فکر نکن که مامانت مریض هستیش هر غلطی دلت خواست بکنی تو.......
ات: جیمین بست کن گفتم دوست پسر ندارم آخه کیو میخوام بیارم تو خونه
جیمین: پس واسه چی موقع حرف زدنت به چشام نگاه نمیکنی؟
ا.ت :چ چی (هول )
جیمین; از اون بچگی وقتی دروغ میگفتی به چشام نگاه نمیکردی ...
ا.ت :ن.نه راست میگم
جیدین :از کاناپه بلند شد و عصبی بهش نگاه کرد.
ا.ت:چته؟
- ۱۶.۰k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط