{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
شروع
ویو ته
خواست بهش سیلی بزن که نزاشتم وقتی گفتم اموال من شوکه شده بود
به بادیگارد علامت دادم بی هوشش کنه
ویو ات
یهو یه دستمال گذاشتن رو صورتم که بی هوش شدم
ته : چان سو فکر نکن الان راحتی
و رفت
تو راه سوار ماشین بودیم ات سرش ناده بود رو پاهای من خیلی ناز خوابیده بود
بادیگارد: قربان رسیدیم
ته: ات رو برآید استایل بغل کردم و رفتم داخل امارت ات نادم توی تخت خواب و رفتم تو حال نشستم
ویو ات
از خواب پاشدم اینجا کجاست ( چیه آمدن گرفتن فکر کردی می‌برند آپارتمان کوچولو سخت در اشباهی)
ویو ته
برم ببنیم بیدار شده رفتم تو اتاق بله بیداره شده
ات: تو کی هستی ول کنم من خودمم کار زندگی دارم (جدی)
ته خندید
ات: چته مرتیکه چرا میخندی(تو گوه میخوری به ته میگی مرتیکه)
ته: اون زندگی قبلیت بیبی آلان تو زندگی جدیدی
ات: میشه بهم نگی بیبی
ته : خوب باشه خانم کوچلو صدات میزنم
ات اداشو در اورد
ات:خوب من نمیخام اینجا باشم من میخوام برگردم اگه نزاری فرار میکنم
ته : بهت پیشنهاد میدیم پنجره نگاه کنی بزدایند حرفت بزنی خانم کوچولو
ات رفت پنجره نگاه کرد بالای ۱۰۰ بادیگارد اونجا بود
ات: او او اوضاع خیلی خیته
ته: خانم کوچولو هنوز مطمعنی
پایان پارت ۲
دلم نیومد نزارم
دیدگاه ها (۰)

سلام دالینگ پارت۳شروع میکنمات: میشه آنقدر خانم کوچولو اصلا ت...

ببخشید اشتباه بجای روزی ۲ پارت زدم ۵ولی سناریو تک پارتی ها س...

شروع:( امید به اینکه نرینم به رمان)پارت ۱ویو اتمن اتم توی رس...

سلام این اولین فیکی که مینویسم اگر درخواستی تکپارتی حتا سنار...

#چرا -من PART6ات چون ...... اون حرفا چی بود تو گفتی(گریه ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط